X
تبلیغات
روانشناسی خانواده
دانستنیهای زندگی مشترک
سوال از آقا رضا:

همسر من بسیار کم طاقت و حساس است مخصوصا درمورد پسرمان . دائما ناراحت است و میگوید چرا بچه لاغر است چرا رشد نمیکنه چرا مریض است چرا خوب نمیشود چرا نق میزند چرا گریه میکند چرا چرا چرا ... تا حدی که بعضی وقتها میزنه زیر گریه . به نظر شما من باید چیکار کنم ؟

جواب مشاور:

با خانومتان صحبت کنید و به او بگویید که بچه تا زمانی که بزرگ شود ، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر خواهد گذاشت ، مثلاً بچه ها در ۲۱ ماهگی تا تقریباً دو سالگی ، لجباز و نق نقو شده و بنای ناسازگاری می گذارد که در وبلاگ دلیل آن را نوشته ام. لذا تا زمانی که این رفتارها در کودکتان به صورت غیر عادی رشد نکرده ، اصلاً جای نگرانی نیست. اما اینکه فرمودید همسرتان گاهی اوقات گریه می کند باید بگویم که اکثریت خانوم ها به دلیل قوی بودن قوه ی عاطفه شان ، گاهی اوقات ممکن است به خاطر مسائل خیلی ناچیز هم ناراحت شده و شروع به گریه نمایند. در این موارد برخورد هنرمندانه ی شما می تواند او را آرام کند. لذا من پیشنهاد می کنم که پست های ( سومین رفتار عاطفه شکن ) و ( آنچه به زنان آرامش می هد ) را حتماً بخوانید. البته بنده این مطالب را با توجه به برداشتی که از سوالتان نموده ام ، عرض می کنم. لذا اگر اختلافی بین شما و همسرتان وجود دارد بیان کنید تا راهنمائیتان نمایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 20:8  توسط مشاور  | 

همانطور که گفتیم بعد از نیاز به آب ،غذا و هوا ، مهمترین نیاز هر خانواده ای ، احساس امنیت می باشد.

یکی از مسائلی که رعایت آن باعث می شود آرامش زن حفظ شده و به دنبال آن  آسایش  در محیط خانه و خانواده برقرار گردد ، حفظ امنیت زن می باشد.

امروز به ذکر چیزهایی می پردازیم که رعایت آنها به زن احساس امنیت می دهد:

تعهد و اظهار وفاداری مرد به زندگی مشترک

هر چه مردِ خانواده به زنش اطمینان دهد که به  زندگی وفادار است ، احساس امنیت در زن تقویت می گردد ، لذا آقایان بزرگوار حتی به شوخی هم به همسرانتان نگویید که می خواهم زن دوم بگیرم ، زیرا این شوخی شما ، ناخواسته در زن نوعی اضطراب و تشویش ایجاد خواهد کرد.

حمایت و اعلام پشتیبانی در سختی ها و مشکلات

بعضی از مردان نسبت به مشکلات خانوادگی و شخصی زنشان بی تفاوت یا کم تفاوت هستند. آقایان گرامی! اگر زنی احساس کند که در سختی ها تنها مانده ، امنیت و آرامش خود را از دست خواهد داد. لذا اگر در منزلتان مشکلی پیش آمد ، یا مسئله ای بین فرزندانتان و یا برای خود همسرتان وجود دارد ، که خانومتان را آزار می دهد ، سریعاً در جهت رفع آن تلاش کنید

تلاش و پشتکار برای تأمین و رفع مشکلات مالی خانواده

بعضی از آقایان اصلاً به مسائل مالی خانواده توجه ندارند و این همسرشان را آزار داده و امنیتش را از بین می برد. مردی که ولخرج است ، مردی که نسبت به موعد چک خود بی تفاوت است و ... باید بداند که خانومش به جای او حرص خورده و آرامش و امنیتش زیر سوال خواهد رفت. لذا در زندگی خود برنامه داشته باشید.

ببینید! شما اگر برنامه داشته باشید ، هر چقدر که وضع مالی مناسبی  نداشته باشید ، باز خانومتان آرامش دارد ، چون می بیند که شما تلاش خود را می کنید. اما اگر شما بی برنامه باشید و بدون حساب و کتاب پول خرج کنید ، هر چند که وضع مالی تان خوب باشد ، باز خانومتان آرامش و امنیت نخواهد داشت ، چون مدام می ترسد که این ولخرجی ها ، شما را ورشکست کند

حضور و همراهی شوهر

آقایان محترم! زن ها دوست دارند بیشتر اوقات را با شوهرانشان باشند ، لذا اگر زنتان قصد رفتن به بازار ، خانه فامیل و ... را داشت ، حتی الامکان با او بروید ، زیرا این حرکت شما احساس امنیت را در او تقویت می کند

روحیه تعقل ، تدبیر و مشورت خواهی

زن ها دوست دارند که همسرشان در زندگی با برنامه و فکر و با مشورت خواهی پیش رود و اگر مشاهده کنند که شوهرشان ناشیانه و احساسی کاری را انجام می دهد ، امنیتشان زیر سوال می رود.

ایمان و باورها و رفتارهای اعتقادی

مطمئناً هر مردی که اعتقادات مذهبی قوی تری دارد ، پیش همسرش مطمئن تر می باشد. من حتی به جرأت می توانم بگویم که اگر زن اعتقاد قوی هم نداشته باشد ، باز اگر شوهرش در اعتقادات قوی باشد ، به مراتب به او اطمینان بیشتری دارد نسبت به کسی که در اعتقادات سست تر است. مثلاً اگر مردی نگاهش را کنترل می کند و حریم ارتباط با نامحرم را حفظ می کند ، زنش به او اطمینان بیشتری دارد و می داند که اهل خیانت نیست و ...

پرهیز از اعتیاد و رفیق بازی

ببینید! اگر مردی به مواد مخدر اعتیاد داشته باشد ، حتی اگر تیلیاردر هم باشد ، زنش امنیت و آرامش نخواهد داشت ، چون مدام در اضطراب است که نکند شوهرش روزی تمام اموالش را دود کند. و یا اگر مردِ خانه رفیق باز باشد ( توجه داشته باشید که رفیق بازی ، غیر از رفیق داشتن در حد متعادل است) و مدام با رفقایش به سر کند ، امنیت و آرامش زنش را از بین خواهد برد

عیب پوشی و راز داری

اگر خانوم اطمینان پیدا کند که شوهرش عیب ها و رازهای خانواده را به بیرون از محیط خانه منتقل نمی کند و برای دیگران مثل مادر و خواهر و ... نقل نمی کند ، به مراتب احساس امنیت بالایی می کند .

انشاءالله در پست فردا پیرامون نکاتی صحبت خواهیم کرد ، که رعایت آنها به مردان احساس امنیت خواهد داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 19:44  توسط مشاور  | 

سوال از آقا آرمین

سلام و ادب
اصل حرفتون رو قبول دارم و استفاده کردم
به نظر میرسد با این جواب به بچه او بیشتر احساس ناامنی می کند و فکر می کند که واقعا احتمال آمدن دزد زیاد است و صحنه خشونت و درگیری را در ذهن خود مجسم می کند و...
به نظر شما اینطور نیست؟

جواب مشاور:

خیر ، اینطور نیست.

شما مطمئن باشید که کودکتان از طریق تلویزیون ، دوستان و ... فهمیده و یا می فهمد که دزد وجود دارد  و احتمال دارد شبی هم به خانه آنها بیاید. لذا وقتی شما به کودکتان در مورد این اصظراب و ترس از دزد ، می گویید : که دزدی وجود ندارد ، او نه تنها اضطرابش کم نشده ، بلکه احساس می کند که شما قصد دارید او را فریب دهید و شما را یک دروغگو تصور می کند.

البته این نکته را متذکر می شوم که والدین گرامی هرگز نباید با گفتن جملات ترسناک و تعریف دزدی های انجام گرفته و قصه های این چنینی بچه را بترسانند و به طور کلی نباید از دزد برای بچه صحبت کرد.لذا شما تنها در صورتی از جملات ذکر شده استفاده کنید که کودکتان ترس از دزد در وجودش ایجاد شده و آن را ابراز می کند. در خیر اینصورت تعریف و توضیح پیرامون دزد برای بچه ، کار غلط و اشتباهی است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 19:19  توسط مشاور  | 

یک از آسیب های جدی موجود در بعضی خانواده ها ، احساس نا امنی است.

بعد از نیاز به آب و غذا و هوا ، مهمترین نیاز هر انسان در زندگی ، احساس امنیت می باشد. روانشناسان احساس امنیت را خیلی مهمتر از عشق و محبت و ... می دانند و اگر در خانواده ای این امنیت وجود نداشته  باشد و یا کمرنگ گردد ، به همان اندازه به استحکام نظام خانواده لطمه وارد خواهد شد. لذا هر یک از اعضای خانواده باید تمام تلاش خود را به کار گیرند ، تا به سهم خود ، به دیگر افراد منزل امنیت را هدیه دهند.

امروز روی سخنم با والدین گرامی خواهد بود و می خواهم به ذکر مواردی بپردازم که موجب می شود کودکشان احساس امنیت نموده و از آسیب های روانی دور گردد.

آنچه به کودک احساس امنیت می دهد:

محبت ، توجه ، بوسیدن و بازی والدین با کودک

والدین باید توجه لازم را به فرزندشان داشته باشند و با بیان احساسات ، محبت خود را به او نشان دهند و گاهی نیز با او بازی کنند.

والدین محترم! وقتی شما با کودکتان بازی می کنید ، در واقع دو پیام را به کودک انتقال داده اید: هم محبت و هم احساس امنیت

پدر و مادر با همدیگر و با خود بچه  ، با ملایمت صحبت کنند

من بچه ای را دیدم که دارای استرس زیادی بوده و فشارهای روانی زیادی را تحمل می کرد ، بعد از مدتی با مطالعه بر زندگی اش ، به این نتیجه رسیدم که پدر و مادر این فرزند در کودکی با هم دعوا و زد و خورد می کرده اند و این کودک شاهد چنین صحنه هایی بوده است ، و چون آن زمان احساس بی امنیتی می کرده ، استرس و فشار روانی در او نهادینه شده است. لذا توجه داشته باشید که اگر شما با عصبانیت ، صدای بلند و بی ادبانه با هم صحبت نمایید ،  یا با بچه اینگونه حرف بزنید ، او احساس بی امنیتی می کند و عوارض خطرناکی در وجودش ایجاد می گردد.

پرهیز از تنبیه بدنی

من در هفته های قبل خدمتتان عرض کردم که ، تنبیه باید به صورت محدود کردن بچه باشد و هر گز نباید بچه را کتک زد ، دوم اینکه بچه را به خاطر کارهای عمدی اش تنبیه نماییم ، نه کارهای سهوی ( جهت کسب اطلاع بیشتر به پست تنبیه فرزند مراجعه نمایید ) لذا والدین گرامی باید توجه داشته باشند که تنبیه بدنی فرزند ، عوارض بسیار خطرناکی را در پیش دارد که یکی از آنها احساس ناامنی در کودک است

پایبند بودن والدین به زندگی مشترک و عدم جدایی و قهر

کودکی را دیدم که بسیار ترسو ، بی اعتماد به خود و اطرافیان بود ، علت این رفتار را جویا شدم و متوجه گردیدم که پدر و مادرش چندین بار بر اثر دعوا ، قهر کرده اند و مادر کودک چند روزی را به منزل پدرش رفته است. والدین محترم! دعوا و قهر و تهدید به طلاق شما ، اولین و سهمگین ترین ضربه را به فرزندتان وارد خواهد کرد و مطمئن باشید بعضی از این عوارض به راحتی قابل حل شدن نخواهد بود.

مراقبت از بچه

گاهی ممکن است که بچه شما دوستانی داشته باشد که او را با بیان داستانهای ترسناک و ... می ترسانند ، شما در این موارد باید ارتباط بچه را با آنها قطع کنید

دیدن فیلم های ترسناک برای بچه مضر است ، مدتی پیش مادری می گفت: دخترم فیلم ترسناک دیده و هر شب از ترس خوابش نمی برد و اضطراب شدیدی دارد. این فیلم ها کودک را تخریب می کند.

مشاهده فیلم های رزمی نیز برای کودک خطرناک است. لذا اگر والدینی علاقمند به فیلم رزمی هستند ، نباید جلوی کودکشان به مشاهده آن بپردازند ، زیرا به همان میزان که یک فیلم اکشن و رزمی به شما احساس هیجان می دهد ، چندین برابر به کودک شما احساس ناامنی منتقل می کند.

اطمینان دادن والدین به کودک

گاهی بچه  شما از برخی اتفاقات می ترسد ، در اینجا والدین باید به او اطمینان دهند که اگر خطری پیش آید ، آن را دفع می نمایند

به مثال زیر توجه کنید:

کودکی شب هنگام خواب به پدرش می گوید: بابا ! می ترسم امشب دزد بیاد . پدر می گوید: بگیر بخواب پسرم! دزد کجا بود؟ دزد نمیاد پسرم.

پدر گرامی! گرچه هدف شما از گفتن این جملات کاهش ترس فرزندتان بود ، اما باید بگویم که کودک شما با شنیدن این جملات هنوز ترسش برطرف نشده و احساس امنیت نمی کند ، لذا اگر می خواهید پاسخی به او دهید که او احساس امنیت نماید ، باید به او بگویید: نترس بابا! اگه دزد هم بیاد خودم با لگد می ندازمش بیرون ، مگه جرأت داره بچه من رو اذیت کنه ؟ می گیرم می ندازمش زندان که حالش جا بیاد.

این جملات ، از شما در ذهن کودکتان ، یک پناهگاه امن خواهد ساخت و کودک شما مطمئن است که اگرهم دزد بیاید ، با وجود پدر شجاعش، هیچ آسیبی نخواهد دید.

والدین گرامی! اگر فرزندی سالم و درس خوان و بدون آسیب روانی و تربیتی می خواهید ، تمام تلاش خود را به کار گیرید که به او احساس امنیت را هدیه نمایید. کودکان از زمان تولد  تا سن هفت سالگی به طور ویژه نیازمند احساس امنیت هستند. لذا توجه به این امر بسیار ضروری است.

انشاءالله در پست فردا به ذکر مواردی خواهم پرداخت ،  که رعایت آنها موجب احساس امنیت در زنان خواهد شد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 9:55  توسط مشاور  | 

سوال از ناشناس

ببخشید ! شما فرمودید که ما نباید همسر و فرزندانمان را با دیگران در جهت منفی مقایسه کنیم. می خواستم بپرسم که اگر مقایسه در جهت مثبت باشه چی؟ یعنی به همسرمون بگیم که تو از فلانی خیلی بهتری و امثال این مقایسه ها؟

جواب مشاور:

مقایسه مثبت خوب است در صورتی که با شخص خاصی مقایسه صورت نگیرد. مثلاً مردی به همسرش می گوید: من وقتی بعضی از زن های جامعه رو می بینم که چقدر بی حجابند ، به داشتن همسر با حجابی چون تو افتخار می کنم. یا زن به شوهرش می گوید: من وقتی بعضی از مردان جامعه رو می بینم که بی غیرت و بی مسئولیتند ، به داشتن شوهر با غیرت و مسئولیت پذیری چون تو افتخار می کنم . این گونه مقایسه ها خوب و اثر بخش می باشد ، اما هرگز نباید با شخص خاصی مقایسه صورت گیرد ، مثلاً زن به شوهرش می گوید: من وقتی به شوهر خواهرم نگاه می کنم که چقدر بد اخلاقه ، به داشتن شوهر با اخلاقی مثل تو افتخار می کنم ؛این نوع مقایسه اصلاً درست نیست ، زیرا علاوه بر غیبت بودن و حرمت آن ، موجب تحقیر و شکسته شدن شخصیت طرف مقابل نیز می گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 8:30  توسط مشاور  | 

مقایسه فرزندان با یکدیگر و یا با فرزندان دیگران ، پیامدهای خطرناکی به دنبال دارد که به ذکر آن خواهم پرداخت:

حسادت

اگر بچه هایمان را با یکدیگر و یا با بچه های دیگران مقایسه کنیم ، اولین نتیجه اش روشن شدن شعله حسادت در وجود فرزندمان خواهد بود.

دو چیز سبب ایجاد حسادت در فرزندان خواهد شد: ۱) مقایسه ۲) تبعیض.

گاهی در بعضی خانواده ها دیده می شود که والدین یکی از بچه هایشان را بیشتر از بقیه دوست دارند و این دوست داشتن اضافی را در رفتار و در کردارشان نشان می دهند. والدین گرامی! این تبعیض شما ، اولین لطمه را به همان فرزندی وارد می کند که بیشتر از بقیه دوستش دارید. زیرا وقتی شما به او بیشتر توجه می کنید ، برادران یا خواهران دیگر او ، از روی حسادت به او کینه می ورزند و دشمنی شان با او روز به روز بیشتر شده و گاهاً او را از خود طرد می کنند . من به چشم خودم دیدم خانواده ای را که نسبت به یکی از فرزندانشان رفتار بهتر و توجه بیشتری داشتند و به مرور زمان بقیه بچه ها دشمن سر سخت این فرزند شدند و او را طرد نمودند. لذا نه بچه هایتان را به هم مقایسه کنید و نه بین آنها تبعیض قائل شوید.

کارشکنی و تخریب دیگران

وقتی شما کودکتان را مثلاً با پسر عمویش مقایسه می کنید و خوبی های پسر عمویش را بر سرش می کوبید ، فرزند شما دنبال بهانه ای می گردد تا پسر عمویش را جلوی شما بد جلوه دهد و با تهمت های مختلف شخصیت پسر عمویش را تخریب نماید.

احساس رضایت از کوچک شدن دیگران

وقتی فرزند شما مشاهده کرد که شما مدام از پسران همسایه و ... تعریف می کنید ، کوچک شدن آنها برایش لذت بخش می گردد ، لذا وقتی متوجه می شود پسر همسایه فلان کار بد را انجام داده ، احساس خوشحالی می کند از اینکه او در نظر شما تحقیر شده است. این رفتار در آینده پسر شما را به انحرافات زیادی مثل تحقیر کردن دیگران از راه های مختلف می کشاند.

مخصوصاً کسانی که چند عروس دارند ، هرگز عروس ها را با هم مقایسه نکنند و یا خوبی های یک عروس را به رخ دیگر عروس ها نکشند ، زیرا حسادت  در آنها تقویت شده و برای تحقیر یکدیگر تلاش خواهند کرد.

دروغ ، کتمان ، تظاهر

بعضی از والدین می گویند: من خوبی های پسر همسایه را به بچه ام می گویم تا او نیز خود را مثل پسر همسایه اصلاح کند. من در اینجا به این دسته از والدین عرض می کنم که نه تنها پسر شما با این کار اصلاح نخواهد شد ، بلکه سعی می کند با دروغ و کتمان و ریا کاری عیب خود را بپوشاند. مثلاً شما مدام از درس خواندن پسر همسایه می گویید ، این رفتار باعث می شود که پسر شما از درس بیزار شده و در جواب شما که از او می پرسید درس خوانده است یا نه؟ ، به خاطر اینکه دوباره سرزنش نشود ، به دروغ می گوید: بله خوانده ام.

کنجکاوی و مچ گیری

وقتی شما از پسر خاله ی بچه  یا دیگران جلوی بچه تان تعریف می کنید و خوبی های او را به رخ بچه تان می کشید ، فرزند شما مدام در فکر این است که یک ایراد در پسر خاله اش پیدا کند و او را از چشم شما بیندازد.

کسانی که مقایسه می شوند ، دچار توهم غلط می شوند

مثلاً شما مدام پسرتان را تحقیر و خوبی های خواهرش را بر سرش می کوبید. این رفتار باعث می شود که اگر زمانی با دخترتان به بیرون از منزل بروید و پسرتان را با خود نبرید ، پسر شما با خود توهمات غلط کند و بگوید: حتماً رفتند تا براش چیزی بخرند ، اونا اصلاً من رو دوست ندارن و ... و این توهمات عوارض خطرناکی در پی داشته که یکی  از عوارض مخرب آن ایجاد کینه در وجود پسرتان خواهد بود.

از بین رفتن اعتماد به نفس

وقتی مدام از ضعف فرزندتان صحبت می کنید و خوبی های دیگران را به رخش می کشید ، به مرور زمان او باور می کند که از دیگران کمتر است و احساس بیهودگی می کند و اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد

شعله ور شدن خطرناک نیاز به تعریف و تمجید دیگران

اگر به فرزندتان محبت نکنید و مدام با مقایسه کردن او با دیگران تحقیرش کنید ، او کمبود محبت را در خود احساس می کند و سعی می کند در جامعه کمبود محبت خود را جبران نماید؛ خصوصاً دختران. لذا اگر به دختری در منزل محبت نشود ، او در خیابان با یک جمله ی محبت آمیز کوتاه از طرف جنس مخالف ، به سمت او کشیده شده و رابطه اش با نا محرم آغاز می گردد که آثار مخربی را در پی خواهد داشت.

تلاش برای موفقیت با شیوه ی نا مشروع

وقتی شما کودکتان را تحقیر کردید و مثلاً گفتید نمرات تو همه اش تک هستند ونمرات پسر دائی ات بسیت است .فرزند  شما سعی می کند با کار حرام مثل تقلب هم که شده نمره ی خوب به دست آورد که این حرکت نه تنها به رشد علمی او کمک نمی کند ، بلکه آثار منفی زیادی نیز به دنبال خواهد داشت.

لذا والدین محترم! هرگز بین فرزندانتان تبعیض قائل نشده و در صورت بروز اشتباه از سوی آنان ، هرگز با دیگران مقایسه شان نکنید ، تا فرزندانی سالم و با اعتماد به نفس بالا داشته باشید.

انشاءالله در پست فردا پیرامون یکی از نیازهای مهم خانواده برای ایجاد زندگی شیرین صحبت خواهم کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 12:44  توسط مشاور  | 

امروز می خواهم پیرامون آسیبی صحبت کنم که هم اقتدار مرد را می شکند و هم عاطفه ی زن را. آن آسیب مقایسه کردن می باشد. بدین صورت که اگر مردی زنش را با زنان دیگر مقایسه کند ، عاطفه زنش را می شکند و اگر زنی همسرش را با مردان دیگر مقایسه نماید ، اقتدار شوهرش را خواهد شکست.

مقایسه دو صورت دارد:

مقایسه رفتاری

مقایسه رفتاری مصادیق مختلفی دارد. گاهی با بیان مستقیم صورت می گیرید ، که بسیار خطرناک است.

به مثالهایی از این قبیل مقایسه توجه کنید:

مثلاً  خانوم دوست دارد در ایام تابستان به مسافرت برود . اما شوهر از رفتن امتناع می کند. در این هنگام زن ناراحت شده و می گوید: از شوهر فلانی یاد بگیر، سالی چند بار میرن ایران گردی، ما که تو شوهر شانس نداشتیم. خوش به حال فلانی ، شوهرش آقاست و ... زن با بیان این گفتار به شدت همسرش را سرخورده کرده و اقتدار او را می شکند و زمینه را برای پرخاشگری و بد دهنی او مهیا می کند

مثال دیگر اینکه مردی به منزل می آید و می بیند غذا آماده نیست یا خانه به هم ریخته است و شروع می کند به پرخاشگری و به زنش می گوید: به تو هم میگن زن ، یه کم از زن فلانی یاد بگیر ، همیشه خونه اش مثل دسته گله. تمیزه ، مرتبه ، همیشه بوی غذاش توی آپارتمان می پیچه و ... مرد نیز با این رفتار عاطفه زنش را شکسته و او را بد اخلاق و سر خورده و بی اعتماد می کند.

یک صورت دیگر مقایسه رفتاری این است که زن یا مرد خواسته و یا ناخواسته  به جنس مخالف خود توجه نشان می دهند. که این هم خطرناک است.

به مثال های زیر توجه نمایید:

مردی در منزل نزد اعضای خانواده و یا حتی در مهمانی ها نزد دوستانش مدام از اخلاق و رفتار و گفتار منشی دفترش و یا یکی از همکاران زنش تعریف می کند. شاید او از این تعاریف قصدی نداشته باشد ، اما زن با شنیدن و دیدن این رفتار عاطفه اش شکسته شده و نوعی بدبینی نسبت به شوهر در ذهنش ایجاد می شود

و مثال دیگر اینکه زنی نزد همسرش و یا در میهمانی ها مدام از اخلاق و رفتار یکی از مردهای اقوام تعریف می کند. او نیز اگر واقعاً قصدی نداشته باشد ، باید بداند که شوهرش با شنیدن و مشاهده این رفتار اقتدارش ضربه خورده و سرخورده و بد اخلاق خواهد شد.

خلاصه اینکه مقایسه بسیار خطرناک است و اولین پیامی که به زن و مرد شما می دهد این است که او احساس می کند برای شما قابل پذیرش نیست و انتظارات شما را برآورده نکرده است و در یک کلام شما از او رضایت ندارید.

مقایسه ذهنی

مقایسه ذهنی بدین صورت است که مردی در ذهن خود همسرش را با زنان کوچه و خیابان و یا یکی از زنان محیط کار و ... مقایسه می کند و هرگز این مسئله را به زبان نمی آورد. آیا این نوع مقایسه کردن نیز خطرناک است؟ آری. این نوع مقایسه کردن هم مضر و خطرناک است ، به خاطر اینکه دو پیامد منفی را به همراه دارد:

دلسردی و بی رغبتی به همسر

وقتی مردی در ذهن خود همسرش را با زنان کوچه و خیابان مقایسه می کند ، کم کم نسبت به همسر خود بی میل و رغبت شده و این بی میلی به همسر ، جرقه اختلافات و مشکلات درون خانواده ای را خواهد زد و به مرور زمان کار به جاهای باریک کشیده خواهد شد.

لذا در همین جا به خانوم هایی که با چهره های آرایش کرده و وضع نامناسب ظاهری به خیابان ها می آیند عرض می کنم که شما نه تنها کار حرامی را مرتکب شده اید ، بلکه اگر مردی با مشاهده شما و مقایسه چهره شما با همسرش ، نسبت به زن خود بی میل و دلسرد شده و زندگی اش به طلاق کشیده شود ، شما نیز مسئولید ، پس عاجزانه خواهشمندم که حاضر نشوید با این حرکتتان ، یک زندگی از هم بپاشد و کودکان معصومی بی سرپرست گردند.

کشش و تمایل به دیگری و احتمال ارتکاب به گناه

اگر مردی ( و یا بالعکس زنی) همسرش را در ذهن خود با دیگران مقایسه کند ، کم کم به شخص ذهنی خود متمایل شده و به سمت گناه کشیده خواهد شد. همانطور که امام علی علیه السلام می فرمایند: به هر گناهی که زیاد فکر کنید ، به آن مبتلا می شوید. متأسفانه امروزه در جامعه ما چندین قتل رخ داده که به خاطر ارتباط زن شوهر دار با مرد دیگر بوده و این اتفاقات عمدتاً به خاطر همین مقایسات بیجا می باشد ، لذا مشاهده می کنید که گاهی این عمل انسان را تا حد مرگ پیش می برد.

ریشه مقایسه چیست:

علت اینکه زن و مردی همسرشان را با دیگران مقایسه می کنند ، علاوه بر ضعف ایمان موارد زیر می باشد:

فراوانی ارتباط های بیجا با نا محرم

متأسفانه در جامعه ما در برخی موارد ، ارتباطهای غیر ضروری با نامحرم زیاد شده است. مثلاً دانشجو حتماً باید از جنس مخالف خود جزوه بگیرد ، در حالیکه او قادر خواهد بود در میان دوستان هم جنس خود نیز جزوه تهیه نماید. یا بعضی از مردان در خیابان اگر آدرسی بخواهند فقط از زنان می پرسند ، در حالیکه  می تواند از مردان نیز آدرس مورد نظر را جویا شوند و از این قبیل مثال ها...

لذا آقایان و خانوم های بزرگوار! چه لزومی دارد که شما در شرایط غیر ضروری با نا محمرم ارتباط کلامی ، اجتماعی ، فعالیتی و ... داشته باشید؟ حتی اگر ضرورت ایجاب می کند که با نامحرم برخورد داشته باشید ، نهایت دقت را داشته باشید که حریم ها حفظ شده و رفتارتان با نامحرم صمیمی نباشد و به حد ضرورت اکتفا کنید و هرگز بها نامحرم شوخی و بگو و بخند به راه نیندازید.رعایت این نکات بسیار مهم است و من با تجربه کامل ،  این نکات را برای شما ذکر می کنم.

توجه بیش از حد به عیب ها و نقص های همسر

آقایان و خانوم های بزرگوار! هر مرد و زنی دارای عیب و نقص هایی است ، چرا به جای دیدن خوبی های او تنها به بدی ها و نقص هایش می نگرید؟ مگر خود شما تمام رفتار و کردارتان کامل و بی نقص است؟  در ثانی شما با ملاحظه ی چهره ظاهری و بیرونی افراد ، آنها را با همسرتان مقایسه می کنید و این کاملاً غلط است ، زیرا هر مردی در محیط اجتماع سعی می کند عیب خود را بپوشاند ، لذا گاهاً پیش می آید که شما شخصی را خیلی خوب می دانید ، اما در یک مسافرت چند روزه مشاهده می کنید که بسیار بد اخلاق یا بی نظم و ... است. لذا فکر نکنید که این مردی که در مهمانی ها و در محیط کار ، خوب و شیک و با ادب است ، در منزل نیز همین رفتار را دارد. لذا مقایسه کردن او با همسرتان از ریشه غلط است.

برای اصلاح مقایسه می کنیم

بعضی هم می گویند من از شوهر فلانی جلوی همسرم تعریف می کنم ، که شوهرم نیز خودش را مثل او کند و اصلاح شود. این فکر کاملاً غلط است و با هیچ یک از مبانی روانشناسی سازگار نیست و مطمئن باشید با مقایسه کردن شما نه تنها او اصلاح نخواهد شد ، بلکه بد رفتاری اش بیشتر می گردد.

آقایان و خانوم های محترم! امثال چنین مقایسه هایی گاهاً در زندگی ما به وفور مشاهده می شود ، و حتی گاهی ما ناخواسته چنین مقایسه هایی را انجام می دهیم ، ولی باید بدانیم خواسته و ناخواسته این مقایسه کردن زندگی ما را مختل کرده و آسیب های جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

انشاءالله در پست فردا پیامدهای ویرانگر مقایسه در تربیت فرزند را متذکر شده و به نقد و بررسی ان خواهم پرداخت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 13:34  توسط مشاور  | 

سوال از خانوم سادینا

 من یه دختر 23 ماهه دارم که جدیدا یکم نق نقو شده و با یه حرف ساده اشکش در میاد و پدر مارو در میاره تا ساکت بشه و اصلا نمیزاره تلوزیون ببینیم یا کتاب بخونیم و لج باز شده اصلا اینطور نبود نمیدونم چیکار کنم ؟! بچه حرف گوش کن و آرومی بود البته الانم بد نیست ولی خوب این کارا رو هم میکنه از نظر آموزشی هم اگر کاری میدونید بهم بگید تا انجام بدم .ممنونم

جواب مشاور:

کودک از سن بیست و یک ماهگی دوست دارد هر چه که مورد علاقه‌اش است ، همراهش باشد. از تغییر وضعیت ناراحت است  و چون گنجینه‌ای لغات او کامل نیست ، گاهی اوقات برای فهماندن مطلبی به اطرافیانش به مشکل بر می خورد و هر چه در ذهنش دنبال کلمه ی مناسب آن مسئله می گردد ، کلمه ای را نمی یابد و نمی‌تواند منظورش را بفهماند ، بنابراین به گریه و ناسازگاری کردن، متوسل می‌شود. معمولاً این رفتار تا دو سالگی در کودک ادامه دارد . بنابراین این عصبانیت طبیعی بوده و آنچه در کودک غیر طبیعی به نظر می رسد این است که هيچ‌گاه كج خلقي ( كه دليل آن كمي مهارت‌هاي زباني می باشد ) نكند .

و اما راهکار برای مقابله با این رفتار:

اولین کاری که والدین گرامی باید انجام دهند این است كه : عصبانيت كودك هرچقدر باشد ، والدین نباید عصبانی شوند، چون عصبانیت والدین  فقط كارها را خرابتر می‌كند.مهم‌ترين کار اين است كه شما در قبال عصبانیت کودکتان لبخند بزنيد و مسئله را ساده بگيريد . شما این کار را به این خاطر انجام می دهید که به کودک خود بفهمانید که این عصبانیت طبیعی است و شما قصد کمک کردن به او را دارید و مي‌خواهيد كمكش كنيد که از اين احساسات به‌طور سازنده استفاده كند. البته توجه داشته باشید که اين مسئله ممكن است‌ زمان بر باشد ، لذا به صبر و حوصله احتياج دارد.

اما بعد از لبخند باید سریعاً به سمت او رفته و دست بر سرش بکشید و با حوصله به او بگویید که : می دونم عصبانی هستی و ... و صحبت را با او در مورد احساسش آغاز کنید. صحبت کردن شما با او به مرور زمان عصبانیت اش را از بین خواهد برد. اما اگر شما در مقابل عصبانیت او تنها لبخند بزنید و عکس العمل دیگری نشان ندهید کودک عصبانیتش بیشتر شده و پرخاشگری اش بیشتر می شود.همه متخصصان بر اين عقيده‌اند كه صحبت كردن با كودكان درباره احساساتشان و به اشتراك گذاشتن احساسات‌، بهترين راه براي مقابله با اين ترشرويی‌هاست.مطمئناً شما نمي‌توانيد به كودك خود بگوييد ناراحت نشود، يا گونه‌اي خاص از حالات را نداشته باشد. لذا بهترین راه برای مقابله با عصبانیت او ، صبر و حوصله به خرج دادن و لبخند در مقابل عصبانیتش و صحبت کردن با اوست. تحقیقات نشان می دهد در خانواده‌هايي كه صحبت كردن درباره احساسات معمول است، كودكان زير ۳ سال ،  بيشتر به توصيف حالشان(احساس‌شان) مي‌پردازند. همچنین كودكاني كه والدين‌ آنها مرتباً در مورد احساسات‌شان با آنان صحبت مي‌كنند ، در برقراري ارتباط در زندگي آينده‌شان و كنار آمدن با مشكلات و مقابله با آنها موفق‌ترند. بنابراين ، شروع به صحبت با کودکتان نمایید.

در پایان متذکر می شوم که علت بروز این رفتار در کودک این است که او از تغییر وضعیت اطرافش ناراحت است  و چون گنجینه‌ای لغات او کامل نیست لذا نمی تواند منظورش را برساند و عصبانی می شود ، بننا براین مادر خوب و والدین آگاه ، کسانی هستند که منظور کودک را به سرعت درک و عملی کنند ، چون در غیر این صورت با لجبازی و ناسازگاری کودک روبه رو خواهند شد. امنیت کودک وقتی عادی است که همه چیز مثل سابق باشد. از تغییر جا یا تغییر لباس و غذا متنفر است.خوشا به حال کودک بیست و یک ماهه ای که والدینش ، واقعی بودن نیازهای او را تشخیص دهند.

مدتی این عملیات را اجرا کنید و نتیجه را به من اطلاع دهید. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 21:55  توسط مشاور  | 

آقایان محترم! سومین رفتاری که موجب شکسته شدن عاطفه ی همسرتان می گردد ، بی توجهی به اوست.

در زندگی مشترک مرد باید به چند چیز توجه ویژه داشته باشد ، تا عاطفه ی همسرش خدشه دار نگردد:

توجه به ظاهر همسر

اگر مردی مشاهده کرد که همسرش لباس مرتبی پوشیده یا چهره اش را آرایش کرده است و یا عطر به خودش زده ، باید او را زباناً تشویق کند و بگوید که:  زیبا شده ای ، این لباس خیلی بهت میاد ، یا چه عطر خوشبویی زده ای.

از طرفی زنان نیز باید برای شوهران خود در منزل آرایش کنند ، تا مردانشان به انحراف کشیده نشوند. نقل است که پیامبر گرامی اسلام وقتی به زنان توصیه فرمودند که برای شوهرانتان در منزل آرایش کنید ، زنی خدمت حضرت ص رسیدند و عرض کردند: یا رسول الله! همسر من نابینا است ، من اگر هم آرایش کنم او نمی بیند. حضرت فرمودند: تو برای همسرت عطر بزن. لذا آرایش کردن برای شوهر ، موضوع حائز اهمیتی است ، اما متأسفانه در جامعه امروزی بعضی از زنان ، جنبه حلال و شرعی آن که آرایش برای همسرشان است را رها کرده و جنبه حرام و غیر شرعی آن که آرایش در منظر دید نامحرم است را برگزیده اند.

به هر حال مرد اگر به تغییرات ظاهری همسرش توجه نکند ، عاطفه ی همسرش شکسته خواهد شد.

توجه به کارکرد ها و زحمت ها و تغییرات مثبت

آقایان محترم! هنگام ورود به خانه اگر تغییری در خانه مشاهده کردید ، زبانی از همسرتان تشکر کنید. مثلاً همسرتان از صبح با هزار زحمت لباس های چرکین را شسته ، خانه را مرتب کرده ، در و پنجره را برق انداخته ، اما شما بدون توجه به این موارد،  یک خسته نباشید خشک و خالی نیز به او نمی گویید. مطمئن باشید گفتن یک جمله کوتاه مثل: خیلی زحمت کشیدی ، دستت درد نکنه ، خسته نباشی. یا اگه تو نبودی معلوم نبود ما باید چیکار می کردیم و از این قبیل جملات ، تمام خستگی را از تن همسرتان خارج نموده و شادابی خاصی را برایش به ارمغان خواهد داشت.

در مورد کودکان نیز رعایت این نکته ضروری است. متأسفانه ما عادت کرده ایم که مچ کودکانمان را در کارهای اشتباه بگیریم. مثلاً اگر پنج ساعت کودکمان ساکت و آرام نشسته اصلاً به او توجهی نداریم ، اما اگر یک اشتباه کوچک از او سر بزند ، شروع به داد و بیداد بر سرش می نماییم.

والدین گرامی! سعی کنید که از کودکانتان در کارهای خوب مچ گیری نمایید ، مثلاً اگر دیدید کودکتان وسایلش را مرتب می کندو نظم خوبی دارد ، به او زباناً بگویید که من این کار خوبت را دیدم و لذت بردم. این حرکت شما موجب تقویت آن رفتار و ترغیب کودک برای انجام رفتارهای خوب دیگر خواهد شد.

توجه به غذا

آقایان گرامی! همسر شما چندین ساعت در آشپزخانه زحمت می کشد تا وقتی شما از سر کار بر می گردید غذایتان آماده باشد. لذا وقتی غذا را خوردید ، به او بگویید که خوشمزه بود و بعد از تشکر از همسرتان از سر سفره برخیزید.

توجه به ناراحتی ها

آقایان باید توجه داشته باشند که مشکلات ، غالباً زن را بهم می ریزد. لذا اگر مردی در مورد مشکلات پیش آمده تفاوت چندانی به خرج ندهد ، این آشفتگی در زن تشدید خواهد شد و عوارض روانی خاصی را برای همسر و محیط خانه به وجود خواهد آورد. لذا اگر مشکلی در خانه ، یا محیط کار برایتان ایجاد شد ،پیگیری لازم را انجام دهید تا همسرتان بی تفاوتی را در رفتارتان احساس نکند.

توجه به مشکلات فرزندان

آقایان محترم! آنچه زن را به شدت آزار می دهد ، بی توجهی مرد به وضعیت فرزندانش می باشد. لذا در حل مشکلات فرزندانتان کوشا باشید.

توجه  در میهمانی ها و مسافرت ها

معمولاً مردان در این دو مورد از همسرشان غافل می شوند که این رفتار کاملاً غلط است. مثلاً روز جمعه  میهمان به منزل آنان می آید و مرد خانواده از زمان ورود میهمان ها با آنها شروع به صحبت می کند تا زمانی که آنها می خواهند بروند و در این مدت اصلاً فکر نمی کند که همسرش دارد چکار می کند ، در آشپزخانه چیزی کم نداردیا نه ، کمک می خواهد یا نه  و .. ؛ این مسئله تا حدود زیادی زن را آزار می دهد. در مسافرت ها هم همینطور. گاهاً مشاهده می شود که ( به خصوص در مسافرت های دوستانه) مرد دائماً با دوستانش است و انگار نه انگار که همسرش نیز با او به مسافرت آمده و باید وقتی را نیز برای گردش با او بگذارد. لذا آقایان بزرگوار! سعی کنید وقتی مهمان دارید حتماً چندین بار به همسرتان سر بزنید و به او بگویید: کمکی می خواهی ؟ ، چیزی لازم نداری؟ و... و در مسافرت ها نیز از او غافل نشوید و گردش با او را در اولویت کارهایتان قرار دهید

توجه به نیازهای ضروری

اگر در منزل یک مشکل به وجود آمده سریع آن را برطرف کنید. مثلاً خانومی می گفت : دو سال است لامپ آشپزخانه ی ما سوخته و شوهرم هنوز عوض نکرده است. خوب این رفتار ، زن را آشفته خاطر می کند. لذا توجه داشته باشید که اگر اتفاق و نقصی در منزل ایجاد شد سریعاً آن را برطرف نمایید.

تماس تلفنی در طول روز به همسر

خصوصاً مردانی که بخش زیادی از روز را در منزل نیستند ، باید سعی کنند در طول روز با خانومشان تماس بگیرند و حالش را جویا شوند ، این رفتار معجزه می کنند و همسرتان را به آرامش عجیبی می رساند. لذا حتماً سعی کنید که در طول روز تماسی هر چند کوتاه با همسرتان برقرار کنید و به او خسته نباشید گفته و حالش را جویا شوید.

توجه به نگرانی های همسر با اقدام فوری

مثلاً اگر قرار است جمعه میهمان بیاید ، خانوم ها از چند روز قبل جوش می خورند که چیزی کم نباشد و در پی برطرف کردن کاستی ها هستند. لذا اگر مردی بی تفاوت باشد و بگوید حالا تا جمعه وقت زیاد است و همان روز فلان چیز را می خرم ، این رفتار باعث آشفتگی زن و خدشه دار شدن عاطفه اش خواهد شد. لذا به این نکته باید توجه ویژه داشت و با رفع سریع کاستی ها در چنین شرایطی ، اسباب ناراحتی زن را از بین برد.

و نکته دیگر اینکه آقایان نباید هیچوقت بدون مشورت و هماهنگی با زنشان ، مهمان دعوت نمایند. زن هرگز میهمان ناخوانده دوست ندارد ، چون او علاقمند است که به نحو احسنت از میهمانانش پذیرایی کند و وقتی مردی بدون هماهنگی اولیه و در آخرین لحظات خبر آمدن میهمان را به همسرش می دهد ، موجب ناراحتی همسرش خواهد شد ، چون زن احساس می کند که فرصت مناسبی برای فراهم آوردن میهمانی آبرومند و خوب را ندارد. پس هرگز بدون هماهنگی او و به طور ناگهانی میهمان دعوت نکنید.

حضور در شرایط سخت

خانوم ها حضور مرد در شرایط سخت را هرگز فراموش نمی کنند. لذا سعی کنید در شرایط سخت و مهم ، مثل وضع حمل همسرتان و ... در کنارش باشید. جوانی را سراغ دارم که یک ساعت مانده به مراسم عقدش در زمین فوتبال، بازی می کرد ، خوب وقتی زن چنین بی تفاوتی را از مردش می بیند ، از لحاظ عاطفی ضربه خورده و همسرش را یک مرد بی تفاوت و بی خیال می داند.

حضور در بیماری ها

زن خیلی دوست دارد که مرد در کنارش باشد خصوصاً در زمان بیماری.

آقایان بزرگوار! پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: نشستن مرد در کنار همسرش از اعتکاف در مسجد النبی ص محبوب تر است.

این روایت نشان از اهمیت حضور در کنار همسر دارد. لذا سعی کنید در اوقات بیکاری و حضور در منزل ، بیشتر وقتتان را با همسرتان سپری نمایید.

انشاء الله در پست فردا در مورد مضرات مقایسه کردن نکاتی را عرض خواهم کرد که بسیار مهم و حائز اهمیت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 8:49  توسط مشاور  | 

سوال از : خانوم غ
من یک سوال داشتم....
شما میگید که نباید مرد رو با بقیه مقایسه کرد و بهش در مورد در آمد و پولش چیزی گفت .
سوالم اینه که من میخوام ازدواج کنم نباید مقایسه کنم ببینم بقیه دختر های فامیل چطوری ازدواج کردن( تا این جا مقایسش تو ذهن خودمه)؟؟؟ نباید ببینم که شوهر های اونا چی داشتن؟؟؟
نمی گم خودمم با اوناها مقایسه نمی کنم که ببینم آیا درک و فهمم. برخورد کردنم . خوب و بد بودنام در حدشون هست بهتره یا بد تر . دارایی های من در برابر اون ها و ...
چشم و هم چشمی هم منظورم نیست .
کاری فعلا به خودم نداریم . میگم نباید ببینم مثلا دختر خاله هام باکی ازدواج کردن و... من اگر برم با یکی کمتر از اونا ازدواج کنم خود شوهر من خرد نمیشه جلوی اوناها ؟
مثلا همین چند وقت پیش یک خواستگار سمج داشتم که می خواست هر جور شده رضایت منو خانوادمو بگیره . ولی نه خونه داشت نه درامدش خوب بود .
شما خودتون بگید الان میشه با ماهی 300 زندگی کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگفت کیه که اول زندگیش خونه داشته باشه؟؟؟؟ بعد این جا من نمیبایست مقایسه کنم براش ؟ نمی بایستی بگم بهش که ما چه پسر داماد کردیم تو فامیل چه دختر همگی مردشون خونه داشت . نمیبایستی بگمش ؟؟؟
نباید میگفتمش دایی من (کسی که جلوی چشم خودم بود) روزی عقد بست حقوقش ماهی 700 بود واقعا تو دوران عقدشون کم میوردن ( دوسال پیش تازه)
و الان که تقریبا حقوقش دو برابر شده رضایت مندانه است برا جفتشون ؟؟؟
.
روزی که دیگه پسره دست برداشت و بی خیال شد . گفت واقعا من تو این چند روز خجالت کشیدم واقعا کم اوردم واقعا غرورم خرد شد و...
خوب من چطوری باید بگم بهشون که ناراحت نشن . شروع زندگی رو فکر نمی کنم این مشکلات رو داشته باشم . چون فکر میکنم دیگه اون جا انتخابم رو کردم و رضایت دارم از طرفم . و اما اینم بگم من مثل زن داییم نیستم که پر توقع باشم و با ماهی 700 کم بیارم و... /.
شرمندم خصوصیش کردم . آخه ... با این که گفتم نه ولی اون هنوز دست بردار نیست زیر نطرم داره شدید . به وبلاگمم سرمیزنه به جاهایی که میرم و نظر میذارم و... .
شرمنده ام ببخشید
منتظر راهنمایی ارزشمندتون هستم

پاسخ مشاور:

منظور من از اینکه زن نباید شوهرش را با دیگران مقایسه کند ، مربوط به بعد از ازدواج می باشد.

بعد از شروع زندگی مشترک  نه زن باید مردش را با دیگر مردان مقایسه کند و نه مرد زنش را. وقتی زنی شوهرش را با مردان دیگر مقایسه کند ،موجب شکسته شدن اقتدار او می شود و همانطور که بیان کردیم شکسته شدن اقتدار مرد موجب بروز آسیب های زیادی می گردد و از طرف دیگر وقتی مردی همسرش را با زنان دیگر مقایسه می کند ، نسبت به زن خودش بی میل شده و زمینه ی گناه را برای خود فراهم می سازد و این مسئله نیز آثار مخربی را به دنبال خواهد داشت.

انشاء الله در روزهای آینده به طور مفصل در مورد عوارض مقایسه  نکاتی را متذکر خواهم شد.

اما پیرامون سوال شما باید بگویم که حساسیت به خرج دادن برای انتخاب شریک زندگی کار خوبی است ، اما نباید از حد متعارف خارج گردد. این مسئله نیاز به توضیح مفصل دارد اما اجمالاً خدمتتان عرض کنم که در ازدواج اهداف و اصول مهمی وجود دارد که هیچ دختری نباید این اصول مهم را فدای فروعات زندگی نماید. اصول موجود در ازدواج عبارتند از : ایمان ، اخلاق ، متعهد بودن  و نکاتی از این قبیل . لذا در آموزه های دینی ما نیز به کرّات آمده که اگر جوان خوب و با ایمانی به خواستگاری دخترتان آمد ، او را به دامادی بپذیرید و به مسائل مالی زیاد اهمیت ندهید. من افراد فراوانی را سراغ دارم که با درآمد کمتر از سیصد هزار تومان زندگی می کنند و چون با ایمان و اهل قناعت هستند ، زندگی شان به خوبی و خوشی می گذرد. پس این فکر که هر که پولدار تر است خوشبخت تر است ، فکر غلطی است.

 از طرفی دین مبین اسلام به ما دستور داده که با هم کفو ( هم سطح ) خود ازدواج کنیم. هم کفو بودن تنها در مسائل مالی نیست و علاوه بر آن خانواده ی دختر و پسر  و خود زوجین باید در مسائل اعتقادی ، فرهنگی و ... نیز با هم در یک سطح باشند و یا اگر اختلافی دارند ، نباید اختلافشان زیاد باشد. لذا اگر خانواده های شما در یک سطح هستند یا اختلاف فرهنگی ، مذهبی و ... شما با هم کم می باشد ، اما پسرشان فعلا خانه ندارد و حقوقش کم است ، ولی خصوصیات خوب و اصلی ازدواج را دارد ، بهتر است خصوصیت خوب او را مد نظر قرار دهید.خلاصه اینکه با دید مالی به خواستگاران خود نگاه نکنید و مسائل مهمتر را نیز مد نظر داشته باشید.

و نکته دیگر اینکه نگاه به زندگی دختر خاله و عمه و... کردن و گفتن این جملات که من نباید کمتر از آنها داشته باشم و ... نیز کار درستی نمی باشد. شاید شما با کسی ازدواج کنید که درآمد خوبی نداشته باشد ،ولی در عوض اخلاق و ایمانی دارد که زندگی شما را به مراتب از زندگی اطرافیان پوادارتان شیرین تر خواهد کرد.   

 

سوال از : آقا مهرداد

اگه بچه دائما نق بزنه و هی بزنه زیر گریه و الکی بهانه جویی کنه و هرچقدر هم قربون صدقه اش بری فایده ای نداشته باشه باید چیکار کرد ؟

پاسخ مشاور:

گاهی کودکان سعی می کنند که با گریه و زاری به خواسته هایشان برسند ، مثلاً مادر به مغازه مراجعه می کند و بچه اصرار می کند که مادرش برای او خوراکی بخرد و وقتی مخالفت مادر را می بیند ، شروع می کند به جیغ و داد به راه انداختن تا از این راه مادر را مجبور به خرید نماید. در چنین شرایطی نباید به گریه و زاری او توجه نمایید ، چون اگر بچه های احساس کرد شما در مقابل جیغ و داد و گریه او تسلیم می شوید ، یاد می گیرد که خواسته هایش را با گریه عملی کند ، که این خطرناک است. لذا در چنین مواردی بگذارید بچه گریه کند و اعتنایی نکنید. مطمئن باشید بعد از مدتی که گریه کرد آرام می شود. شما فقط مواظب باشید که کار خطرناکی در حین گریه انجام ندهد و به خودش آسیبی نرساند.

سوال از : خانوم سمیه م
من نزدیک 23 سالمه و همسرم 26 سالشونه
ما یک ساله که تو خونه خودمونیم.
می خوام بدونم چه وقتی برای بچه دار شدن مناسبه؟
ما چه شرایطی باید داشته باشیم که بگیم الان وقت مناسبی برای فرزند دار شدنه؟!
آخه همسرم اصرار داره که الان برای فرزند دار شدن اقدام کنیم اما من فکر می کنم هنوز زندگیمون رو هواست! یعنی نظم و ترتیب درست حسابی و قوانین مشخص انچنانی نداره!
لطفا راهنمایی کنین

پاسخ مشاور:

برای بچه دار شدن سن خاصی مطرح نمی باشد. ممکن است زن و شوهری در سن پایین مثل 19 یا 20 سالگی تصمیم به بچه دار شدن بگیرند و عده ای بالعکس در سن های بالاتر. لذا این تصمیم به خود زن و شوهر باز می گردد.من منظور شما را از اینکه می گویید زندگی مان روی هواست متوجه نمی شوم ، ولی با توجه به اینکه شما می گویید زمان را برای بچه داری مناسب نمی دانید ، اگر دلیلتان برای به تأخیر انداختن بچه داری مسائل مالی است باید بگویم که این دلیل ، دلیل مناسبی نمی باشد زیرا خدای متعال در قرآن در سوره انعام آیه 151 می فرماید: رزق و روزی به عهده ی خداوند است . و در تاریخ اسلام آمده که امام رضا علیه السلام در پاسخ کسی که می گفت پنج سال است که به خاطر مسائل مالی از بچه دار شدن خودداری می کنم ، فرمود: بچه دار شو ، خداوند به تو روزی می دهد. لذا به خاطر مسائل مالی اجتناب نکنید . اما اگر به خاطر ترس از تربیت اوست باید بگویم که امروزه کتاب ها و منابع زیادی وجود دارد که تربیت صحیح دینی را آموزش می دهند ، لذا شما می توانید با مراجعه به این منابع روش تربیت صحیح دینی را فرا بگیرید. اما اگر بین شما و همسرتان اختلافی وجود دارد ، باید بیان کنید تا راهنمائیتان کنم و بعد نظرم را در مورد بچه دار شدنتان ذکر نمایم.

قابل توجه دوستان محترم!

پاسخ های بنده بر اساس برداشتی است که از سوالات شما کرده ام. چنانچه منظور شما چیزی غیر از مطالب فوق بوده و همچنان جواب خود را دریافت نکرده اید ، به اینجانب اطلاع دهید.

چند سوال دیگر نیز مطرح شده که در روزهای آتی پاسخ خواهم داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 19:19  توسط مشاور  | 

 دوستان عزیز!

چنانچه در زمینه های ازدواج ، تربیت فرزند ، مشکلات و مسائل خانوادگی و ... سوالی دارید ، می توانید در قسمت نظرات وبلاگ ، سوال خود را مطرح نموده و در اسرع وقت جواب آن را دریافت نمایید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 9:47  توسط مشاور  | 

سکوت و صحبت نکردن با زن

سکوت مرد به شدت زن را آزار می دهد. لذا آقایان گرامی باید در این امر کوتاهی نکرده و به بهانه های مختلف به صحبت با همسرشان بپردازند.

دکتر جانگری ( نویسنده ی کتاب مردان مریخی زنان ونوسی) یکی از بزرگان روانشناسی است که نظریاتش با مبانی دینی ما هم خوانی زیادی دارد . ایشان معتقد است که هر مردی باید در طول هفته 15 ساعت  با همسرش صحبت نماید.اما متأسفانه بعضی از آقایان 15 دقیقه نیز برای صحبت با شریک زندگی شان وقت نمی گذارند.

برای زن مهم نیست که شما چه می گویید ، بلکه  اصل گفتگو برایش اهمیت دارد. پس برای حفظ و پاسداشت عاطفه ی همسرتان با او صحبت کنید.

به این مثال توجه کنید:

خانوم به شوهرش می گوید: امشب برویم به پدر و مادرم سر بزنیم. مرد قبول می کند اما هدفش تنها سر زدن به  خانواده ی زنش می باشد . لذا بعد از یک ساعت که در منزل پدر زنش نشسته ، می گوید : خانوم آماده شو تا بریم. اما زن می گوید: چه خبره ، حالا بشین ، تازه اومدیما. علت اینکه زن این جملات را به کار می برد و می گوید: الان برای رفتن زود است ، این می باشد که  زن دوست دارد همچنان با مادر و خواهرش حرف بزند و هنوز از حرف زدن با آنان سیر نشده است. یا در جاهای مختلف مشاهده می شود که عده ای از زنان همسایه دور هم جمع می شو ند و با هم به صحبت می پردازند یا معمولاً خانوم ها با تلفن بیشتر صحبت می کنند. این مسائل کاملاً طبیعی است ، چون زن نیاز زیادی به صحبت کردن با دیگران دارد ، به خصوص صحبت با همسر خودش.

اما گفتگو با همسر مهارت می خواهد و برای کسب مهارت گفتگو باید نکاتی را رعایت کرد.

مهارت های گفتگو با همسر:

حفظ حریم ها

در زمان گفتگو مرد باید مواظب باشد که با حرف هایش عاطفه ی زن را نشکند و زن نیز باید مواظب باشد که با صحبت هایش اقتدار مرد را زیر سوال نبرد

برای گفتگو زمان بگذاریم

مثلاً در طول روز یک زمان مشخص را مخصوص صحبت با همسرتان قرار دهید. علت اینکه می گویم برای صحبت با همسرتان زمان مشخصی را انتخاب کنید ، این است که هر صحبتی را داخل در صحبت با همسر قرار ندهید. مثلاً به مرد می گوییم:  چرا با زنت صحبت نمی کنی؟  می گوید : من صحبت می کنم. هر روز می پرسم قبض برق نیامده یا غذا حاضر است و ...

آقایان عزیز! منظور ما از صحبت با همسر غیر از این محاورات روزانه شماست. لذا یک زمان خاص را معین کنید و با همسرتان در آن مدت معین صحبت نمایید. به عنوان مثال یکی از اساتید ما می فرمود: من روزی نیم ساعت با خانومم به اتاقمان رفته و شروع به صحبت می کنیم و در این مدت زمان هیچ کس را نمی پذیریم.

برای گفتگو مرد پیش قدم شود

در بیان مشکل و اظهار ناراحتی زن با او همدلی کنیم

گاهی ممکن است خانوم شما از قضیه ای رنج ببرد ، پس شما نیز با او همدلی کنید نه اینکه به او راه حل دهید. زن از شما همدردی می خواهد ، نه راه حل .

مثلاً خانومی کمرش درد می کند و این قضیه آزارش می دهد. وقتی که دردش را به زبان می آورد ، مرد نباید سریع بگوید : خب برو دکتر! چون او خودش بهتر از شما می داند که باید به دکتر مراجعه کند ، او هدفش از بیان درد این است که شما با او همدردی کنید ، لذا در چنین مواردی مرد باید با او همدردی نموده و جملاتی از قبیل: آخ بمیرم! خیلی درد داره نه ، می دونم چه دردی می کشی ، کمر اگه درد بگیره آدم خیلی اذیت میشه  و ... را به زبان آورد و بعد از مدتی که زن احساس کرد شما با او همدرد هستید ، تازه به او بگوید برویم دکتر و معالجه کنیم.

در حین صحبت راه حل ندهیم

اگر همسر شما مشکلی را بیان کرد ، در حین صحبت راه حل ندهیم. مثلاً اگر در مورد درس نخواندن بچه صحبت کرد ، سریع راه حل ندهیم ، چون زن  از بیان آن مشکل می خواهد بفهمد که این قضیه چقدر برای شما مهم است نه اینکه در جستجوی راه حل آن باشد.

کلامش را قطع نکنیم

وقتی همسرتان حرف می زند کار دیگری انجام ندهید ، با موبایلتان ور نروید و به طور کلی شش دانگ حواستان با او باشد و به صورتش نگاه کنید. چون اگر زن احساس کند به گفته هایش توجه ندارید ، عاطفه اش لطمه می خورد.

بعد از شنیدن حرفهایش و همدلی و همدردی با او ، اگر مشکل نیاز به کمک و راه حل داشت ، به او در حل مشکل کمک کنیم

ما راه حل دادن در ابتدای کار را قبول نداریم ، بلکه همانطور که عرض کردیم اول باید با زن در مشکل همدردی کرد و بعد از مدتی اگر نیاز به کمک داشت با ارائه راه حل به او کمک کنیم.

گاهی برخی از افراد در مقابل مشکلات منزل و فرزندانشان بی تفاوت هستند و این قضیه به شدت زن را می آزارد. مثلاً بچه  دوستان ناباب دارد و مادر خانواده  با نگرانی این مسئله را به همسرش توضیح می دهد ، اما مردش تفاوتی نشان نمی دهد. آقایان محترم ! این رفتار و بی تفاوتی شما زن را به شدت پریشان می کند و عاطفه اش آسیب می بیند ، و آسیب بینی عاطفه زن برابر است با هزاران مشکل درون خانواده ای دیگر . پس مواظب باشید

خلاصه اینکه زن وقتی که صحبت می کند تخلیه می شود و اگر مردی به این قضیه توجه نداشته باشد ، زن تخلیه روانی نشده و آرامشش را از دست می دهد و عدم آرامش او برابر است با بهم خوردن نظام خانواده.

انشاء الله در پست فردا سومین رفتار عاطفه شکن را متذکر شده و به نقد و بررسی  آن خواهم پرداخت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 18:53  توسط مشاور  | 

آقایان محترم! بنیاد روانی زن بر اساس عاطفه می باشد. لذا اگر در زندگی بلد بودیم که از عاطفه ی زن مراقبت نمائیم  و به عبارت دیگر عاطفه اش را تکریم کردیم ، زندگی مشترکمان شیرین خواهد شد و الا اگر خدایی نکرده عاطفه ی زن خدشه دار شود ، مشکلات زیادی در زندگیمان ایجاد خواهد شد.

پس همانطور که زن باید در طول زندگی اش از اقتدار مرد محافظت نماید و هرگز اقتدار شوهرش را نشکند ، مرد نیز باید تمام تلاشش را به کار گیرد که عاطفه زنش را زیر سوال نبرد و آن را نشکند.

رفتارهای عاطفه شکن

تحقیر عاطفه و زیر سوال رفتن احساسات

به عنوان مثال اگر مردی وارد خانه شد و دید همسرش در حال گریه کردن است ، نباید بگوید: چرا گریه می کنی؟ باز ما اومدیم حرف بزنیم تو زدی زیر گریه ؟ کشتی ما رو با این گریه هات و ...

مرد خانه باید بداند که با به کار بردن جملاتی از این قبیل و بروز چنین رفتاری ، موجب تحقیر عاطفه و زیر سوال رفتن احساسات همسرش خواهد شد و بنیاد عاطفی زن با چنین حرکاتی به یکباره فرو می ریزد.

آقای محترم! همسر شما یا برای گریه اش دلیل درست و منطقی دارد ( مثل فوت نزدیکانش ) یا با دلیل غلط و غیر منطقی گریه می کند ( مثل قضاوت غلط  در مورد رفتار اطرافیان و ... )  ، در هیچ صورتی نباید او را سرزنش کنید. بلکه راه صحیح و درست این است که زن را در گریه با بیان جملاتی از قبیل: می فهمم که خیلی ناراحتی ، می دونم چه حسی داری ، درکت می کنم و ... همراهی کنید و بعد از اینکه آرام شد ، اگر گریه اش به خاطر مسئله ای است که نیاز به حل شدن دارد ، مثلاً به خاطر مریضی بچه گریه می کند ، بعد از همراهی و همدردی با او در گریه و آرام شدنش ، با هم بچه را به دکتر ببرید.. شما با همراهی کردن او در چنین حالتی (هر چند دلیل غلطی موجب بروز این رفتار شده باشد) احساسات همسرتان را تکریم کرده اید و این مسئله به همسرتان آرامش می دهد.

یا اگر دختر کوچولوی شما مثلاً عروسکش را گم کرده و گریه می کند ، هرگز در قبال گریه او نگویید: گریه نداره که ، ناراحت نباش ، یکی دیگه برات می خرم و ... چون این جملات موجب تحقیر عاطفه و فروپاشی آن می شود و دخترتان احساس می کند که شما او را درک نمی کنید ،لذا راه درست در چنین حالتی این است که ابتدا با گفتن جملاتی مثل: آخی ! می دونم چقدر ناراحتی دخترم ، خیلی دوستش داشتی ، نه؟ و ... او را در گریه همراهی کنید و وقتی آرام شد به او بگویید که اشکالی نداره ، میریم بازار و یه عروسک خوشگل دیگه می خریم .

این نوع برخورد هر چند سطحی به نظر می رسد ، اما در باطن بسیار عمیق و ضروری است. لذا عاجزانه از مردان درخواست می کنم که در رعایت آن دقت نمایند و والدین گرامی نیز در برخورد با دختران خود از چنین نکته مهم و ظریفی غافل نباشند.

انشاء الله در پست فردا دومین رفتار عاطفه شکن را خدمت شما ذکر نموده و به نقد و بررسی آن خواهم پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 19:2  توسط مشاور  | 

گاهی مشاهده می شود که پدر و مادرهای بزرگوار در جمع و جلوی دیگران به فرزندان خود تذکر می دهند و کار اشتباهش  را به  او گوشزد می کنند ، این رفتار نه تنها  آسیب بچه  را اصلاح نمی کند ، بلکه موجب تحقیر فرزند نیز می شود. لذا پدر و مادرها هرگز نباید در جمع به بچه هایشان تذکر دهند و زن و شوهر نیز نباید جلوی دیگران همدیگر را نصیحت نمایند.

منظورم از  اینکه می گویم زن و مرد جلوی دیگران به همدیگر تذکر ندهند ، صرفاً جلوی غریبه ها نیست. حتی جلوی فرزندان (هر چند  که خردسال باشند) نیز نباید رفتار غلط طرف مقابلمان را تذکر دهیم

به مثال های زیر توجه نمایید:

بچه ای خطا می کند و مادر او را می بوسد. پدر خانواده با دیدن این صحنه به مادر می گوید: زن! این کار رو نکن ، بچه لوس میشه.

پدر گرامی! اولین پیامدی که این رفتارتان دارد این است که مادر از چشم بچه می افتد و آن ارزش همیشگی را برای فرزندتان نخواهد داشت و به این نتیجه می رسد که لازم نیست همیشه از مادرش حرف شنوی داشته باشد.

مثال دیگر:

بچه خطایی می کند و پدر خانواده او را کتک می زند. مادر با مشاهده این صحنه شروع می کند به سرزنش کردن شوهر و می گوید: چرا بچه رو می زنی. تو مگه عاطفه نداری؟ مگه نمیگن نباید بچه رو کتک زد؟

خانوم محترم! من هم با نظر شما موافقم که تنبیه بدنی کار درستی نیست و رفتار همسرتان در این صحنه اشتباه است ، اما شما با این جملاتی که از دهان خود خارج می کنید اشتباه بزرگتری را مرتکب می شوید و آنهم تحقیر کردن همسرتان و تحریک بچه ها برای  مخالفت با درخواست های پدرشان  به مرور زمان ، می باشد.

پس شما در این موارد به جای اینکه جلوی فرزندان به شوهرتان تذکر دهید ، می بایست در فرصت مناسب و در خلوت ، به طوری که به اقتدارش بر نخورد ، به او بفهمانید که کارش درست نبوده است.

حتی من عقیده دارم که اگر می خواهید زندگی خوب و سالمی داشته باشید. وقتی مشاهده کردید پدر خانواده به محض بازگشت از محل کار در مقابل اشتباه کودک عصبانی شده و پرخاشگری می کند ، ابتدا باید برای بچه ها رفتار پدر را توجیه کرده ( مثلاً بگویید: بچه ها ! باباتون بیرون بوده ، بیرون هم هوا گرمه ، باباتون خسته است ، نباید شلوغ کنین ، اون نیاز به استراحت داره و ... ) و بعد از توجیه رفتار مرد ، در موقعیت مناسب و در خلوت به او بگویید که رفتارش مناسب نبوده است ، البته باز هم تأکید می کنم که زن نباید طوری تذکر دهد تا به مردش بر بخورد.

خلاصه اینکه تذکر جلوی دیگران باعث می شود که اولاً فرد خاطی تحقیر شده وحرمتش شکسته شود و ثانیاً تذکر دهنده از چشم فرد خاطی بیفتد.

لذا خانوم ها و آقایان گرامی!هرگز در جمع و جلوی فرزندان به همسرتان تذکر ندهید

والدین محترم ! هرگز جلوی دیگران بچه هایتان را نصیحت نکنید ( بخصوص به بزرگترها  جلوی کوچک ترها تذکر ندهید مثلاً برادر بزرگ را جلوی برادر کوچکتر نصیحت نکنید )

تذکر باید در پنهانی ، دلسوزانه و به طوری باشد که  شنونده را ناراحت نکند ،  لذا امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: هر کس در خلوت به کسی تذکر دهد او را تزئین و آرایش کرده و هر کس در جمع و جلوی دیگران به کسی تذکر دهد او را خوار و تحقیر نموده است.

در پست بعدی به ذکر اصلی ترین بنیاد روانی زنان خواهم پرداخت که اگر آقایان محترم در حفظ آن کوتاهی کنند ، آسیب های فراوانی را در زندگی مشترک خود مشاهده خواهند کرد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 18:53  توسط مشاور  | 

تحقیر کردن

خانوم ها و آقایان باید تمام تلاش خود را به کار ببرند که همدیگر را تحقیر نکنند. اگر خانوم خانه رفتاری کند که به مرد احساس حقارت دست دهد ، باعث بروز رفتار نامناسبی از سوی مرد خواهد شد که گاهاً از روی لجبازی است و خودش هم می داند که رفتارش اشتباه است.

لذا خانوم های بزرگوار باید مواظب باشند که در برخوردهای روزمره خود رفتاری را بروز ندهند که موجب حقارت مرد گردد و همچنین اگر مردی خواهان یک همسر خوب و مادری موفق برای فرزندانش می باشد نباید او را تحقیر نماید.

اما چکار کنیم که همسرمان احساس تحقیر نکند:

عیب خانواده ی خود را جلوی کسی نگوئید

خانوم های بزرگوار عیب شوهرتان را جلوی کسی نگوئید و بالعکس آقایان محترم شما نیز عیب همسرتان را جلوی احدی به زبان نیاورید. بچه ها نیز نباید عیب والدین و مشکلات درون خانواده ی خود را جلوی دیگران بازگو نمایند. همچنین والدین باید دقت داشته باشند که عیب بچه های خود را جلوی دیگران بازگو نکنند. مثلاً پدر خانواده در جمع ، به عموی بچه می گوید این پسر حرف حالیش نیست ، یه کلمه درس نمی خونه ، تو یه کم نصیحتش کن. پدر بزرگوار! شما با این کار پسرتان را تحقیر کرده اید و این پسر شما نه تنها درس خوان نخواهد شد ، بلکه ضربات شدید  روحی و روانی فراوانی نیز خواهد دید.

حتی مرد نباید عیب خانواده پدری اش را به همسرش بگوید و زن نیز نباید عیب خانواده اش را نزد شوهرش بازگو کند. چون با این کار باعث می شوید که خانواده ی شما نزد همسرتان تحقیر شده و گرمی روابط از بین برود.

آقایان و خانوم های محترم! عیب خانواده ی همسرتان را بر سر همسرتان نکوبید

مثلاً مردی خطاب به همسرش می گوید: پدرو مادرت که جهیزیه نیاورده اند ، اینها مال عهد بوقه و ... آقایان محترم مطمئن باشید وقتی شما شروع به ایرادگیری از خانواده ی همسرتان می کنید او نیز به مقابله پرداخته و شروع به بدگویی از خانواده ی شما می کند و بالعکس خانوم ها نیز اگر عیب خانواده ی شوهرشان را به سر همسرشان بکوبند ، مطمئناً رابطه ی مرد با خانواده ی زن تیره و تار خواهد شد.

زن و مرد باید بدانند که اگر کل دودمان همسرشان بد و نا اهل باشند ، این مسئله هیچ ربطی به همسرشان ندارد. لذا نباید عیب آنها را به رخ همسرشان بکشند. مثلاً اگر برادر زن معتاد است یا بالعکس ، این قضیه چه ربطی به همسر شما دارد؟

پدر و مادرها نباید عیب خانواده ی داماد را به دخترشان و عیب خانواده ی عروس را به پسرشان بگویند

مثلاً پدر و مادر عروس در زمان عقد به دخترشان می گویند : خانواده ی شوهرت که احترام ما رو نگه نداشتند ، انگار بچه شون از دماغ فیل افتاده و ... این رفتار باعث می شود که دختر شما کم کم به خانواده ی شوهرش بدبین شده و ارتباطش با آنها تیره و تار شود.

خدای متعال در یک حدیث قدسی می فرماید : هر کسی بنده ی مؤمنی را تحقیر کند به من اعلان جنگ نموده است.

عزیزانی که با قرآن انس بیشتری دارند می دانند که خداوند در قرآن انجام دو گناه را به منزله ی اعلان جنگ با خود می داند ، یکی ربا و دیگری تحقیر کردن و این نشان دهنده ی قبح بالای این رذیله می باشد

انشاءالله در پست فردا در مورد مسئله ی مهم دیگری صحبت خواهم کرد ، که رعایت آن برای ایجاد یک زندگی شیرین بسیار ضروری است

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 12:52  توسط مشاور  | 

با عرض پوزش باید عرض کنم که یه سفر برام پیش اومده و چند روزی در خدمتتون نخواهم بود

انشاءالله پست جدید رو سه چهار روز دیگه در وبلاگ قرار خواهم داد

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 23:4  توسط مشاور  | 

برای درمان کودک پرخاشگر چه باید کرد؟

مسائلی که والدین محترم باید جهت درمان کودک پرخاشگر خود رعایت نمایند:

صبور و بردبار باشید

اگر والدین در طول درمان و در تعاملات خود با کودک پرخاشگرشان ، صبر و حوصله کافی نداشته باشند و از کوره در بروند ، پرخاشگری در کودکشان به مراتب افزایش خواهد یافت. لذا توصیه می شود در نهایت آرامش با کودکتان رفتار نمایید

همیشه او را زیر نظر نگیرید

اگر کودک شما احساس کند که شما مدام او را زیر ذره بین قرار داده اید ، با لجبازی به رفتار نادرست خود ادامه خواهد داد. لذا هرگز رفتاری را از خود نشان ندهید که چنین احساسی به کودکتان دست دهد.

زمینه های بهانه جویی و پرخاشگری را برطرف کنید

معمولاً کودک پرخاشگر دنبال بهانه می گردد تا دعوا و سر و صدا به راه اندازد. والدین محترم باید با هوشیاری کامل زمینه های پرخاشگری را برطرف کرده ، تا او بهانه ای برای بد اخلاقی و بروز رفتار نا مناسب نداشته باشد. مثلاً اگر کودک شما ایراد دیر غذا خوردن را می گیرد شما تمام تلاشتان را به کار گیرید تا غذا به موقع آماده شود. یا اگر از صدای بلند تلویزیون ناراحت می شود ، قبل از اینکه او با داد زدن درخواست کم کردن صدای تلویزیون را نماید ، خودتان صدای تلویزیون را کم کنید و ...

هرگز با او مشاجره نکنید

متأسفانه برخی از والدین محترم در مقابل پرخاشگری کودکشان ، عصبانیت به خرج می دهند و با او به بحث و جدل می پردازند ، در حالیکه این کار بسیار اشتباه و غلط است. مطمئن باشید مقابله به مثل کردن با کودک ، نه تنها پرخاشگری او را برطرف نخواهد کرد ، بلکه موجب ازدیاد آن نیز می گردد

زمان بیکاری اش را با فعالیت های مختلف و مورد علاقه اش پر کنید

معمولاً کودکان پرخاشگر آشفتگی روانی و قدرت درونی زیادی دارند که باید تخلیه شود ،  لذا گاهاً با پرخاشگری خود را تخلیه روانی می کنند. بنابراین والدین محترم باید در زمانی که بیکار است ، با فعالیت هایی که دوست دارد مثل نقاشی کشیدن و ... اوقات او را پر کنند تا تخلیه روانی گردد.

زمینه ی تفریحات و سرگرمی های دلخواه او را فراهم نمایید

کودک شما نیاز به تفریح و سرگرمی دارد و گاهاً این پرخاشگری نوعی اعتراض به عدم توجه نسبت به این نیاز می باشد. پس گاهی او را به پارک برده و گاهی با او بازی نمایید. حتی در محیط خانه نیز می توانید با بچه بازی کنید تا انرژی او تخلیه گردد

از فشارهای بیش از حد بپرهیزید

بعضی از والدین سعی دارند با فشارهای زیاد و سخت گیری مفرط کودک خود را اصلاح کنند در حالیکه نتیجه عکس می گیرند. همانطور که فنر را اگر زیاد فشار دهیم ، می شکند یا با قدرت جهش می کند. کودک نیز اگر زیاد تحت فشار قرار گیرد یا سرخورده و بی اراده و نا متعادل می شود و یا دست به پرخاشگری می زند. پس از سخت گیری های بی مورد و افراطی پرهیز نمایید.

به کودک خود محبت کنید

یکی از عوام بروز پرخاشگری کمبود محبت است. لذا والدین باید تا می توانند به کودکشان محبت نمایند . مخصوصاً نسبت به دختران خود ، زیرا عدم محبت به دختر عوارض خطرناکی را به دنبال دارد که انشاء الله در روزهای آینده پیرامون آن صحبت خواهم کرد.

به کودک خود توجه داشته باشید

یکی دیگر از عوامل پرخاشگری عدم توجه به کودک است. خیلی از والدین می گویند بچه ی ما تا در خانه است ساکت و آرام است اما تا در یک جمع قرار می گیرد پرخاشگر می شود ، دلیل این رفتار کودک در میهمانی عدم توجه به اوست . یعنی کودک شما چون احساس می کند شما در میهمانی به او توجه ندارید سعی می کند با پرخاشگری و سر و صدا به راه انداختن ، جلب توجه نماید. لذا والدین محترم در میهمانی ها به فرزندتان توجه کنید و گاهاً از او بپرسید که چیزی لازم دارد یا نه ، یا بپرسید به او خوش می گذرد یا نه و به طور کلی طوری رفتار کنید که احساس نکند به او توجهی ندارید.

شرایط خانواده را مناسب کنید

گاهی علت پرخاشگری نحوه برخورد والدین با همدیگر و عدم رعایت احترام متقابل یکدیگر است. وقتی پدر و مادر یا برادر و خواهر بزرگتر به هم بی احترامی می کنند و با همدیگر بد حرف می زنند ، مطمئناً کودک نیز این رفتار را یادگرفته و پرخاشگری می کند و حقوق دیگران را زیر پا می گذارد.

کارهای مثبت او را ذکر کرده و تشویق نمایید

برای رفع رفتار پرخاشگرانه کودکتان ، کارهای خوب او را تشویق کنید. مثلاً اگر کودکتان به بزرگتر سلام کرد او را تشویق کنید و گاهاً برای کارهای خوبش هدیه بخرید تا ارزش کار خوب خود را بداند.

از رفتارهای شایسته برایش صحبت کنید

گاهی دوستانش را دعوت کنید و برایشان (بدون اینکه فرد خاصی از آنها را مورد خطاب قرار دهید) از رفتارهای خوب و شایسته صحبت کنید. البته مواظب باشید وقتی از رفتارهای خوب صحبت می کنید ، کودکتان احساس نکند که شما قصد نصیحت او و طعنه زدن به رفتارهای او را دارید.

مسئولیت کاری را به او بسپارید

در حد توانش به او مسئولیت بدهید. مثلاً به او اجازه دهید گلدان ها را آب دهد. البته باز تأکید می کنم که مسئولیت در حد توانش باشد.

در انتخاب دوست و مدرسه به او کمک کنید

دوست خوب و مدرسه ی مناسب در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه بسیار موثر است. گاهی رفتارهای غلط کودکتان برگرفته از رفتارهای دوستانش می باشد. البته باز رفتارتان طوری نباشد که او احساس کند در کارهایش دخالت می کنید. حتی گاهی رفتار برخی از والدین باعث می شود که دوستان فرزندتان او را بچه ننه بخوانند و این در روحیه فرزند بسیار تأثیر گذار بوده و آثار مخرب زیادی را بدنبال خواهد داشت.

هیچ گاه او را تنبیه بدنی نکنید و نگذارید بازی خشن انجام دهد و تصاویر خشونت آمیز ببیند

بچه ها معمولاً به بازی های رایانه ای علاقه دارند و به آن تمایل دارند. لذا برای درمان پرخاشگری فرزندتان او را تشویق کنید که به جای بازی خشونت آمیز به بازی های سالم و فکری روی آورد. البته از راه مشورت دادن وارد شوید ، نه به صورت امر کردن. و همچنین والدین از دیدن فیلم های خشونت آمیز جلوی بچه خودداری کنند.

رعایت موارد فوق در درمان رفتار پرخاشگرانه کودک موثر خواهد بود.

انشاء الله در پست فردا به بررسی مسئله ای خواهم پرداخت که زن و مرد برای داشتن یک زندگی با دوام و شیرین حتماً باید به آن پایبند باشند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 16:9  توسط مشاور  | 

 سوال اول:

اگر ما بچه را به طور مشخص تشویق نماییم و به او بگوییم که به خاطر فلان کار به تو هدیه می دهم ، ممکن است بچه پر توقع شود و به خاطر هر کاری که انجام می دهد در خواست هدیه نماید. پس به نظر شما بهتر نیست که به طور کلی او را تشویق کنیم و بگوییم که چون پسر خوبی بودی برایت هدیه خریده ام ، یا چون مادرت از تو راضی است به تو هدیه می دهم؟

جواب:

این که باید کودک را به طور کلی تشویق کرد و از ذکر علت آن جلوگیری کرد ، با هیچ یک از مبانی روانشناسی سازگار نیست. و همانطور که در پستِ تشویق بچه خدمتتان عرض کردم ، ذکر علت تشویق باعث رشد آن صفت خوب در بچه خواهد شد .اما برای اینکه توقع در کودک ایجاد نشود یک راهکار زیبا داریم و آن اینکه فرمی را تهیه و در آن برای هر کار خوب امتیاز خاصی قرار دهید ( مثلا نظم ۱ امتیاز ، انجام به موقع تکالیف ۱ امتیاز ، مسواک زدن ۱ امتیاز و ... ) و به کودک بگویید که اگر امتیازاتت مثلاً به بیست رسید یک هدیه می گیری. در این صورت از پر توقع شدن کودک جلوگیری خواهد شد.

سوال دوم:

ما بچه خود را تشویق می کنیم ، اما تشویق کردنمان اثری ندارد ، علت چیست؟

جواب:

علت عدم تأثیر تشویق این است که شما در مواردی ، بیجا و بی دلیل کودکتان را تشویق کرده اید. لذا جذابیت پاداش و تشویق برای بچه شما از بین رفته است و دیگر تشویق شما برایش هیجانی ندارد. برای جلوگیری از این مسئله به نکاتی که در پست تشویق کودک ذکر کردم توجه کنید و از تشویق های بیجا بپرهیزید 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 15:32  توسط مشاور  | 

همانطور که دیروز خدمتتان عرض کردم تنبیه بدنی عوارض بسیار خطرناکی را به دنبال خواهد داشت و هرگز نباید به آن روی آورد

بعضی از والدین گرامی احساس می کنند تنبیه بدنی می تواند آخرین مرحله تربیت کودک باشد که این عقیده بسیار غلط است.

اما آیا باید در مقابل اشتباهات بچه سکوت کرد و عکس العملی نشان نداد؟

اینکه بنده تأکید دارم که از تنبیه بدنی جلوگیری شود ، بدین معنا نیست که در مقابل اشتباهات بچه باید سکوت کرد. بلکه باید از طریق دیگری مشکلات رفتاری بچه را کنترل نمود و آن هم تنبیه محرومیتی است

تنبیه محرومیتی چیست؟

تنبیه محرومیتی بهترین جایگزین برای تنبیه بدنی و بهترین عملکرد برای اصلاح رفتارهای نا خوشایند و اشتباه کودک می باشد.

بدین صورت که وقتی بچه رفتار غلطی را انجام می دهد به جای داد زدن و کتک زدن کودک ، او را از کاری که دوست دارد تا مدت زمان معینی محروم نماییم.

مثلاً شما در طول روز به کودکتان اجازه می دهید که یک ساعت تلویزیون ببیند ، حال اگر کودک شما مرتکب کار ناپسندی شد ، او را از دیدن برنامه تلویزیون در آن روز محروم کنید. یا اگر به او قول رفتن به پارک را داده اید ، به او بگویید چون فلان کار بد را انجام دادی امروز پارک نمی رویم.

این رفتار هم کودک شما را متوجه اشتباه خود می کند و هم عوارض تنبیه بدنی را به دنبال نخواهد داشت.

البته این نکته هم بسیار حائز اهمیت است که نباید کودک را به خاطر اشتباهات سهوی تنبیه نمود. یعنی اگر کودک شما ناخواسته و اتفاقی کار اشتباهی کرد یا لیوانی را شکست و ... نباید او را تنبیه کرد. بلکه تنبیه محرومیتی را تنها در مورد بروز خطاهای عمدی باید بکار برد

به عنوان مثال:

کودک شما در جمع کردن سفره سعی دارد به مادرش کمک کند. لذا پارچ شیشه ای را بر می دارد تا به آشپزخانه ببرد. پدرش می گوید : بابا جون تو نمی تونی این رو ببری ، سنگینه ، می شکنی. اما بچه با اطمینان می گوید مواظبم و نمی شکنم. اما از قضا پارچ از دستش می افتد و می شکند. اینجا نباید او را تنبیه کرد. درست است که پدرش شکستن پارچ را به او تذکر داده بود. اما او تمام تلاشش بر این بوده که پارچ را نشکند و سالم به آشپزخانه برساند. لذا کار او عمدی نبوده و نباید او را تنبیه کرد و بر سرش داد زد

و مثال های دیگری از این قبیل...

همچنین پدران و مادران بزرگوار از تهدید کردن بچه به شدت بپرهیزید. متأسفانه بعضی از پدر و مادرها وقتی فزرندشان کار ناپسندی را انجام می دهد او را تهدید می کنند که این اشتباه است و باعث بروز عوارض خطرناکی در کودک می شود.

مثلاً کودک در منزل شیطنت می کند و مادر به او می گوید: بذار شب بابات بیاد ، می دونه باهات چیکار کنه. یا بچه ای در مهمانی شیطنت می کند، پدرش به او می گوید: بذار بریم خونه می دونم باهات چیکار کنم. این کودک از زمانی که تهدید شده تا زمانی که پدرش بیاید یا به منزل بروند استرس دارد که حالا بابام چیکارم می کنه. حتماً حسابی کتکم می زنه و ... و این استرس و فکر و خیال ها آرامش بچه را خواهد گرفت و عوارض بد و ناگواری را در رفتارش ایجاد خواهد کرد.

پس تنبیه برای بچه ها لازم است با چند شرط:

۱) تنبیه بدنی نباشد و تنها به تنبیه محرومیتی اکتفا کنیم

۲) فقط به خاطر اشتباهات  عمدی بچه ، او را تنبیه کنیم و در اشتباهات سهوی او را مؤاخذه نکنیم

۳) از تهدید بپرهیزیم و اگر تصمیم به تنبیه محرومیتی گرفتیم ، سریعاً آن را اعلام کنیم تا بچه اضطراب پیدا نکند

۴) مدت زمان تنبیه محرومیتی طولانی نباشد و به حد لزوم اکتفا کنیم

طبق درخواست یکی از بازدیدکنندگان محترم در پست فردا به ذکر راهکارهایی جهت جلوگیری از پرخاشگری کودک خواهم پرداخت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 15:10  توسط مشاور  | 

همانطور که گفتیم برای شیرین شدن زندگی :

مرد باید به زن محبت کند و از جملاتی مثل دوستت دارم زیاد استفاده کند

زن باید با جملاتی مثل من بهت افتخار می کنم همسرش را تحسین کرده و از او یک قهرمان بسازد و عمدتاً به کار بردن جملاتی از قبیل دوستت دارم در مرد تأثیر چندانی ندارد.

اما در مورد کودک تشویق جواب می دهد. لذا اگر والدین خواهان فرزندی اجتماعی ، با ادب و سر به راه هستند باید بچه خود را تشویق نمایند.

والدین گرامی! من شدیداً تاکید می کنم که از تنبیه فیزیکی به شدت خودداری کنید ، زیرا عوارض بسیار خطرناکی را به دنبال دارد که یکی از آن عواقب این است که بچه شما اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد.

لذا لازم است که بچه را تشویق کنیم اما با یک چارچوب خاص:

تشویق صفات اکتسابی آری ، صفات ذاتی خیر

یک نکته بسیار مهم که معمولاً خانواده ها رعایت نمی کنند این است که هرگز نباید صفات ذاتی بچه از قبیل زیبایی ، خوش اندامی و ... او را تشویق کرد ، بلکه باید تنها به تشویق صفات اکتسابی مثبت او اکتفا کنیم .صفات اکتسابی مثبت همان صفات خوبی است که فرزند شما در طول زندگی کسب می کند مثل ادب ، سلام کردن ، درس خواندن و ...

تشویق صفات ذاتی بچه عوارض خطرناکی را به دنبال دارد. مثلاً اگر مادری مدام زیبایی بچه اش را تشویق کند و به او بگوید چقدر تو خوشگلی و ... در اینجا بچه حساسیت زیاد و ویژه ای روی چهره و اندامش پیدا می کند و این عوارض منفی دارد. زیرا بچه ی شما یا واقعاً زیباست که در این صورت سعی می کند این زیبایی را به دیگران نشان دهد و لذا مدت زمان طولانی را جلوی آینه یا سرگرم زیباتر جلوه دادن خود می نماید و با حضور در جامعه ممکن است به پشتوانه ی همین زیبایی ، به روابط نا مشروع و جاهای نا مناسب هم کشیده شود و این باعث شده که کم کم از فضای درس خواندن و نظم و... فاصله بگیرد

و یا فرزند شما واقعاً زیبا نیست و مادرش از روی حس مادرانه او را زیبا می خواند ، در این صورت فرزند شما با پی بردن به زیبا نبودن خود سرخورده شده و حتی ممک است دچار بدبینی و سوء ظن به خدا و عوارض خطرناک دیگر گردد

اما در طرف مقابل وقتی شما صفات اکتسابی او را تشویق می کنید ، بچه سعی می کند آن صفت را در خود تقویت کرده و به سوی صفات خوب دیگر تشویق شود. مثلاً وقتی مادری صفت راستگویی فرزندش را تشویق می کند ، این صفت در او تقویت شده و او در شرایط سخت هم حاضر به دروغگویی نمی شود و همچنین وقتی مشاهده می کند شما نسبت به صفات خوب او حساس هستید و تشویقش می کنید سعی می کند شمار صفات خوبش را بالا ببرد

تشویق کودک یک بُعد نباشد

بعضی از والدین گرامی همیشه بچه هایشان را با خرید اسباب بازی تشویق می کنند یا همیشه به او پول می دهند و ...

این نوع تشویق یک بُعدی باعث می شود که کودک شما پُر توقع شود و زیاده خواه گردد. مثلاً وقتی والدین همیشه در مقابل کارها و صفات اکتسابی مثبت کودک خود ، برایش اسباب بازی می خرند ، به مرور زمان این کودک به اسباب بازی های ارزان قیمت رضایت نمی دهد و هر بار اسباب بازی گرانتر را مطالبه می کند. اما اگر تشویق ها مختلف باشد مثلاً یک بار پول باشد ، یک بار اسباب بازی ، یک بار تنها تشویق لفظی ، یک بار بردن به پارک و ... دیگر بچه پر توقع نخواهد شد

تشویق متناسب با سن بچه باشد

مثلاً برای بچه هایی که خواندن بلد نیست کتاب قصه نخریم. چون از هدیه اش لذت نمی برد و دیگر تشویق برایش جذابیت ندارد.

تشویق به اندازه باشد

اگر تشویق بیشتر از عملکرد بچه باشد ، ضد تشویق خواهد بود. مثلاً بعضی از پدر و مادرها برای فرزندشان در قبال قبولی در کنکور ماشین می خرند که این بسیار بد است ، چون هدیه خیلی بیشتر از کاری است که او انجام داده و این بچه را پر توقع می کند و دیگر به هدایای کوچک راضی نمی گردد.

تشویق اگر لفظی است ، حرف های غیر واقعی نباشد

مثلاً بعضی از والدین به بچه هایشان می گویند تو بهترین پسر روی زمین هستی ، این حرف ها دروغ است و بچه ها اگرچه به روی شما نمی آوردند ولی دروغ بودن آن را تشخیص می دهند

گاهی تشویق جلوی دیگران باشد

مثلاً به خاطر یک کار خوب گاهی کودکتان را در یک میهمانی یا در مدرسه تشویق کنید

البته تشویق و بوسیدن نوجوان جلوی دیگران هرگز جواب نمی دهد. چون نوجوان در حال گذراندن یک برهه حساس و ورود به جوانی است و با تشویق و بوسیدن او جلوی دیگران احساس تحقیر به او دست می دهد

تشویق باید به طور مشخص باشد

یعنی به کودک بگویید که به خاطر فلان کار خوب برایت این هدیه را خریده ام. چون وقتی شما علت تشویق را می گویید باعث رشد آن عمل در فرزندتان خواهید شد. اما اگر بگویید چون پسر خوبی بودی برایت هدیه گرفتم اثر خاصی ندارد.

در پست فردا نحوه ی تنبیه بچه ها در مقابل کارهای اشتباه را خدمتتان عرض خواهم کرد تا به جای تنبیه بدنی از آن استفاده نمایید

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 15:35  توسط مشاور  | 

در پست دیروز دو رفتار اقتدار شکن را خدمتتان عرض کردیم. امروز سومین رفتار اقتدار شکن را ذکر نموده و در ادامه به رفتار های اقتدار دهنده خواهیم پرداخت.

و اما از دیگر رفتارهای اقتدار شکننده:

غر زدن زن

بعضی از خانوم ها مدام در زندگی غر می زنند و این غر زدن یک پیام برای مرد دارد و آن اینکه مرد احساس می کند همسرش از زندگی راضی نیست. لذا اگر خانومی می خواهد همسرش همواره خوش اخلاق و با محبت باقی بماند و پرخاشگر و بد دهن نشود باید از غر زدن جلوگیری نماید.

به مثال زیر که یک رفتار اقتدار شکن است توجه کنید:

زنی برای اتاق پذیرایی پرده جدید گرفته ، اما مرد بنا به دلایلی در نصب آن کوتاهی می کند. زن وقتی بی خیالی مردش را در نصب پرده می بیند شروع به غر زدن می کند و می گوید: بروم از تو کوچه یه نفر رو بیارم تا پرده اتاق رو نصب کنه. از تو که بخاری بلند نمیشه. تو که عرضه نداری.

این رفتار توسط زن اقتدار مرد را خواهد شکست و این مرد از یک همسر مهربان و بی سر و صدا به مردی بی حوصله ، بد اخلاق و پرخاشگر تبدیل می گردد.

البته شاید این سوال در ذهن خانوم های محترم نقش ببندد که چرا من تاکید دارم که حتی در مقابل کوتاهی های مرد هم خوش رفتاری کنند. ببینید! من با این توصیه قصد پوشاندن و نادیده گرفتن اشتباه مرد را ندارم. اما معتقدم که جواب بدی را نباید با بدی داد چون وضعیت نه تنها خوب نمی شود ، بلکه بدتر نیز خواهد شد . همانطور که قرآن و اهل بیت علیهم السلام بارها به این نکته اشاره کرده اند.

من در ادامه و در روزهای آینده توصیه های خود را به مردان ذکر خواهم کرد تا با رعایت آنها از بروز چنین اشتباهات و اختلافاتی جلوگیری کنند.

اما در این قسمت به این نکته می پردازیم که زن چگونه می تواند اقتدار مرد خود را حفظ نموده و به مرد خود حس اقتدار بخشد:

آنچه به مردان حس اقتدار می دهد تحسین آنهاست

خانوم های بزرگوار!

اگر می خواهید همسرتان یک همسر ایده آل و آنطوری که شما می خواهید شود ، با تحسین کردنش از او یک قهرمان بسازید و به او افتخار کنید.

جملاتی نظیر: من به تو افتخار می کنم ، من افتخار می کنم که شوهری مثل تو دارم و ... به شدت در مرد اثر می گذارد و محبت شما را در وجود همسرتان چند برابر خواهد کرد

مثلاً اگر همسرتان یک لباس برایتان خریده از خریدش تعریف کنید و بگویید چقدر خوش سلیقه ای و ... نه اینکه با جملاتی مثل : این چیه خریدی؟ برو بده خواهرت بپوشه و ... اقتدارش را زیر سوال ببرید.

خانوم های بزرگوار! تا به حال به این مسئله اندیشیده اید که چرا مردان از خرید و بازار فراری اند ؟ به خاطر اینکه خانوم ها راه می افتند و مردان هم باید به دنبالشان به این مغازه و آن مغازه بروند ، در حالیکه این رفتار با اقتدار طلبی مرد جور در نمی آید. چند بار خرید را به مرد بسپارید و وقتی خرید کرد از خریدش تعریف کنید ، بعد ببینید چقدر مرد به خرید راغب می شود.

خلاصه اگر زنی طالب همسری مهربان و با محبت و یک زندگی شیرین و بی دغدغه می باشد باید تا می تواند از خوبی های همسرش صحبت کرده و صفات خوب همسرش را تحسین کند و در مقابل بدی های همسرش را اصلاً نبیند و به زبان نیاورد. خانم ها مطمئن باشند وقتی خوبی های همسرشان را تحسین و بدی هایش را ندیدند ، بعد از مدتی بدی های مردشان کم شده و برطرف می گردد.

در پست فردا مطالبی را در مورد تربیت فرزند خدمتتان عرض خواهم کرد که بسیار مهم و حائز اهمیت است

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 17:11  توسط مشاور  | 

همانطور كه می دانيد زن مرد علاوه بر تفاوت های روانی ، دارای تفاوت های جسمانی مختلفی نيز هستند. به عنوان مثال مرد دارای خونی غلیظ تر ، پوستی ضخیم تر و عضلاتی قوی تر است و همین تفاوت در ساختار ، نشانگر تفاوت رفتاری و روانی مرد نیز هست.

مردها به مقتضای جسم قوی و مقتدر خود ، در باطن و درون نیز اقتدار را دوست دارند و هرگز حاضر نیستند که اقتدارشان زیر سوال رود. لذا یک زن باید خیلی مواظب باشد که اقتدار مردش را نشکند . به عبارت دیگر اگر رابطه ی زن و مرد در زندگی زناشویی به طوری باشد که اقتدار مرد شکسته شود ، این زندگی بادوام نخواهد بود و به مشکلات زیادی بر می خورد.

 پس اگر یک زن خواهان یک زندگی شیرین و همسری با وفا و خوش اخلاق و با محبت است ، باید مدام اقتدار مرد را تایید کند و از شکستن آن جلوگیری کند.

باز تأکید می کنم که اصلی ترین دلیل رفتارهای نابهنجار مرد در خانه اعم از پرخاشگری ، بد اخلاقی ، بی محبتی و ...  به خاطر شکسته شدن اقتدار اوست.

اقتدار مرد چگونه می شکند:

اقتدار مرد ممکن است که توسط رفتارهای پدر و مادرش ، همسرش و یا هر یک از نزدیکان او شکسته شود. لذا نقش همسر در حفظ و بازگرداندن اقتدار شکسته مرد یک نقش کلیدی و بسیار مهم است. مثلاْ اگر مردی در کانون خانواده خود قبل از ازدواج اقتدارش شکسته شده و الان بعد از ازدواج بد دهنی و ... می کند ، همسر او می تواند با رفتارهایی که در ادامه عرض خواهم کرد اقتدار او را دوباره بازگردانده و از همسر بی مهر و محبت و پرخاشگرش ، یک مرد با محبت و خوب بسازد

اما ابتدا باید بدانیم که چه رفتارهایی اقتدار مرد را می شکند. من به چند مورد اشاره می کنم:

سرزنش و مؤاخذه در صورت بروز اشتباه

خانم های محترم!

ما معصوم نیستیم و هر آن ممکن است اشتباهاتی از ما سر بزند. اگر می خواهید که همسرتان شما را از صمیم قلب دوست داشته باشد ، به شما محبت کند و خوش رفتار باشد ، اگر اشتباهی از او سر زد ، هرگز او را سرزنش نکنید.

به مثال های زیر دقت کنید:

مثال رفتار اقتدار شکن:

مردی به بازار رفته و میوه می خرد ، به محض ورود به منزل ، زن میوه ها را می بیند و وقتی متوجه می شود میوه ها کمی پلاسیده است شروع می کند به سرزنش کردن مرد و می گوید: این چه میوه ای است که خریده ای . یه خرید ساده هم بلد نیستی. به تو هم میگن مرد؟ از فلانی یاد بگیر... با این رفتار مرد به شدت بهم می ریزد و مطمئن باشید به نحوی زندگی را به کامتان زهر خواهد کرد. چنین مردی به شدت پرخاشگر شده و از حالت اعتدال خارج می شود.

مثال رفتار اقتدار دهنده:

مردی به بازار رفته و میوه می خرد ، به محض ورود به منزل زن میوه ها را می بیند و وقتی متوجه می شود میوه ها کی پلاسیده است می گوید: ببین گرمی هوا چه بلایی سر میوه ها آورده. بنده خدا میوه فروش ها چقدر ضرر می کنن. خیلی خوب کردی میوه هاش رو خریدی آقا . حداقل کمتر ضرر می کنه. کاش همه مث شوهر من بودن و یه کم مراعات میوه فروش رو می کردن و میوه هایی که یه کم پلاسیده شده ولی قابل خوردن هستش رو می خریدن.

این رفتار زن موجب می شود که مرد همسرش را بیش از اندازه دوست بدارد و فوق العاده به او محبت کند. البته لحن گفتن نباید به طوری باشد که مرد احساس کند قصد طعنه زدن به او را دارید

این مثال تنها موردی از موارد اقتدار شکن بود. خودتان بنشینید و موارد دیگری که با سرزنش کردن اقتدار مرد شکسته می شود را بیابید و آن را اصلاح کنید

خلاصه اینکه زن برای اینکه زندگی شیرینی را برای خود و خانواده اش ایجاد کند ، به جای سرزنش مرد به خاطر اشتباهاتش باید به دنبال توجیه رفتار او باشد . این کار را انجام دهید و آثار زیبای آن را در زندگی خود مشاهده کنید

بیان عیب ها و نقص ها

خانم های بزرگوار!

هر مردی عیب ها و نقص هایی دارد. چرا عیب ها و نقص های همسرتان را به رخش می کشید؟ اگر می دانستید بیان عیب ها و نقص های مرد چه بطور مستقیم و چه غیر مستقیم چه ضربه ی سهمگینی به مرد وارد می کند و چقدر مرد را سرخورده می کند هرگز این کار را نمی کردید.

زن موفق زنی است که هرگز عیب های همسرش را نبیند و در عوض خوبی های همسرش را یافته و مدام آن را بیان کند و مردش را تحسین کند. اگر زنی عیب همسرش را به رخش کشید و بیان کرد ، این مرد ، مردی پرخاشگر ، بد اخلاق ، بی محبت و بد رفتار می شود.

ببینید! مرد دوست دارد برای همسرش بهترین باشد. وقتی شما به عنوان شریک زندگی اش عیب او را بیان می کنید ، او اولین احساسی که می کند این است که شما او را بهترین نمی دانید و این بسیار خطرناک است. پس اگر خواهان یک همسر مهربان و خوب هستید ، به جای دیدن بدیهایش ، خوبی های او را ببینید و مدام به زبان بیاورید . و هرگز بدی ها و عیب هایش را به زبان نیاورید و طوری رفتار کنید که انگار بدی او را نمی بینید.

گاهی اوقات ممکن است زن عیب همسرش را به زبان نیاورد اما خانواده ی زن یا حتی خانواده ی خود مرد عیب های مرد را به زبان بیاورند و مدام جلوی زن به شوهرش طعنه بزنند. در اینجا زن باید با زیرکی تمام سعی کند مردش را دلداری دهد و بگوید: هر کی هر چی می خواد بگه ، مهم اینه که تو برای من بهترینی و من بهت افتخار می کنم. حرف مردم برا من مهم نیست. من تو رو با تمام وجود قبول دارم و حرفهایی که مثلاْ خانواده پدرت میگن رو اصلا قبول ندارم. نمی دانید چنین رفتاری توسط زن چگونه آتش گداخته درون مرد را خاموش می کند.

اما اگر زن در چنین مواردی به همسرش بگوید: همه بهت سرکوفت می زنن. چرا خودت رو اصلاح نمی کنی. چقدر مادرت برادرات رو بکوبه تو سرت و ... مطمئن باشد که همسرش بدتر می شود و بهتر نخواهد شد.

خانوم های محترم! اگر زندگی زیبا و شیرین می خواهید هرگز عیب همسرتان را به زبان نیاورید  و نبینید و اگر عده ای عیب همسرتان را به سرش کوبیدند سکوت نکنید و به سراغ همسرتان بروید و با جملاتی نظیر : اگر همه ی عالم هم با تو لج باشن من باهاتم ، تو برا من بهترینی ، من حرفای اونا رو قبول ندارم و ...همسرتون رو آروم کنید

انشاءالله فردا چند رفتار اقتدار شکن دیگر را ذکر خواهم کرد

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 15:28  توسط مشاور  |